تبلیغات
رؤیای خیس - مطالب مذهبی
رؤیای خیس
به تازگی باران
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
گاهی سخت میشوم و متعجب
 
که چرا من در بین این همه انسان

اما وقتی یادت آرامم می کند

محکم به خود می گویم نترس او هست

و جبران تمام دردهای نشسته بر قلب چهل تکه ات

همانی که مادر بزرگ با دستان چروک و لرزان تکه هایش را 

کنار هم جفت و جور می کرد و به زیبایی آن تکه پارچه های کوچک را که از کف دستان

 آن موقع که هفت ، هشت بیشتر نداشتم کوچکتر بود در کنار هم چفت می کرد و دوک

 میزد چه

 ماهرانه و باحوصله ، چیزی که این روز ها در من پیدا نمی شود، اما آن موقع مادربزرگ

 بهترین اثر هنری اش را خلق می کرد آهسته و سخت و زمان بر 

خدایا تو نیز با قلب من این گونه رفتار می کنی ؛ میدوزی هر تکه اش را آرام و باحوصله

حتی با حوصله تر از مادر بزرگ و خلق می کنی بهترین اثر هنری ات را 

مادر بزرگ سال هاست که دیگر نیست 

اما آن چهل تکه که نه ،  اگر به شمارش باشد 500 را هم رد می کند هنوز از او به

یادگار مانده است.

 بارالهی می دانم می خواهی کاری کنی که اگر من هم بروم چهل تکه دست دوزت در

 این جهان به یادگار بماند تا روز موعود و صور اسرافیل 

و این سوزش از سوزنیست که به چهل تکه وجودم فرو می کنی اما هر تکه اش چه

متصل چه منفصل تو را صدا می زند می خواهمت خدا


پ،ن:فرا رسیدن ماه مهمانی خدارو تبریک میگم.

نویسنده:گربه








نوع مطلب : درد و دل، مناسبتی، مذهبی، علمی، 
برچسب ها : رمضان، درد و دل،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : گربه & مقداد
شخصی که بیل گیتس می گوید از خودش ثروتمندتر است!

از بیل گیتس پرسیدند: از تو ثروتمند تر هم هست؟
گفت: بله فقط یک نفر.
- چه کسی؟
- سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و به تازگی اندیشه های خود و در حقیقت به طراحی مایکروسافت می اندیشیدم، روزی در فرودگاهی در نیویورک بودم که قبل از پرواز چشمم به نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد، دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خرد ندارم. خواستم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه پر توجه مرا دید گفت این روزنامه مال خودت؛ بخشیدمش؛ بردار برای خودت.
گفتم: آخه من پول خرد ندارم!
گفت: برای خودت! بخشیدمش
سه ماه بعد بر حسب تصادف توی همان فرودگاه و همان سالن پرواز داشتم. دوباره چشمم به یک مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همان بچه بهم گفت این مجله رو بردار برای خودت.
گفتم: پسرجون چند وقت پیش من اومدم یه روزنامه بهم بخشیدی تو هر کسی میاد اینجا دچار این مسئله می شه، بهش می بخشی؟!
پسره گفت: آره من دلم می خواد ببخشم؛ از سود خودم می بخشم.
به قدری این جمله پسر و این نگاه پسر تو ذهن من موند که با خودم فکر کردم خدایا این بر مبنای چه احساسی این را می گوید.
بعد از 19 سال زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد رو پیدا کنم تا جبران گذشته رو بکنم. گروهی را تشکیل دادم و گفتم بروند و ببینند در فلان فرودگاه کی روزنامه می فروخته. یک ماه و نیم تحقیق کردند متوجه شدند یک فرد سیاه پوست مسلمان بوده که الان دربان یک سالن تئاتره. خلاصه دعوتش کردند اداره؛

از او پرسیدم: منو می شناسی؟
گفت: بله! جناب عالی آقای بیل گیتس معروفید که دنیا می شناسدتون.
گفتم: سال ها قبل زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه می فروختی دو بار چون پول خرد نداشتم به من روزنامه مجانی دادی، چرا این کار را کردی؟
گفت: طبیعی است، چون این حس و حال خودم بود.
گفتم: حالا می دونی چه کارت دارم؟ می خواهم اون محبتی که به من کردی را جبران کنم.
جوان پرسید: چه طوری؟
- هر چیزی که بخواهی بهت می دهم. (خود بیل گیتس می گوید این جوان وقتی صحبت می کرد مرتب می خندید)
جوان سیاه پوست گفت: هر چی بخوام بهم می دی؟
- هر چی که بخواهی!
- واقعاً هر چی بخوام؟
بیل گیتس گفت: آره هر چی بخواهی بهت می دم، من به 50 کشور آفریقایی وام داده ام، به اندازه تمام آن ها به تو می بخشم.

جوان گفت: آقای بیل گیتس نمی تونی جبران کنی!
گفتم: یعنی چی؟ نمی توانم یا نمی خواهم؟
گفت: می خواهی اما نمی تونی جبران کنی.
پرسیدم: چرا نمی توانم جبران کنم؟
جوان سیاه پوست گفت: فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو بخشیدم ولی تو در اوج داشتنت می خواهی به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمی کنه. اصلا جبران نمی کنه. با این کار نمی تونی آروم بشی. تازه لطف شما از سر ما زیاد هم هست!
بیل گیتس می گوید: همواره احساس می کنم ثروتمندتر از من کسی نیست جز این جوان 32 ساله مسلمان سیاه پوست.





نوع مطلب : روانشناسی و فلسفی، مذهبی، عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 26 شهریور 1393 :: نویسنده : گربه & مقداد


لیب

 

 
درباره شان زیاد نوشته و خوانده ایم. خدمتگزارانی که عاقبت همه مان از زیر دستشان می گذریم و آخرین ملاقات را قبل از وداع کامل با دنیا، با آنها خواهیم داشت. برای خیلی هایمان تصور این که یک ساعت جای این افراد باشیم هم سخت است چه برسد به این که هر روز که از خواب بیدار می شویم، خودمان را مهیای کاری کنیم که سروکارش با اموات است.کار غسال ها سخت است؛ اگر زن باشی و روحیه ات لطیف باشد سخت تر. اگر برای مردها دیدن بعضی صحنه ها قابل تحمل است، لطافت زن ها آن ها را برنمی تابد. همین است که کار را برای زنانی که این شغل را انتخاب کرده اند و اتفاقاً یکی از حساسترین شغل های عالم را هم دارند، تا حد زیادی مشکل می کند.

غسال خانه بهشت زهرای تهران، چند ده غسال ثابت دارد که نیمی از آنها زن هستند. این غسال های زن در گروه های سنی متفاوتی هستند. در بینشان 20 ساله هم دیده می شود و کهنه کارترها میانسالی را می گذرانند. یکی از این غسال های جوان، دانشجوی 24 ساله ای است که نزدیک به یک ماه است در غسال خانه مشغول شده. «پرستو» متاهل است و یک دختر یک سال و نیمه دارد. ترم آخر کارشناسی علوم قضایی را می گذراند و انتخاب این شغل را یکی از بزرگترین اتفاق های زندگی اش می داند. آن طور که می گوید با توجه به مدرکش به راحتی می تواند در مشاغل بهتر و به قول معروف باکلاس تری مشغول شود، اما هیچ کدام حال و هوای محل کار جدیدش را ندارند...گفت‌وگوی ما  با این دانشجوی غسال را که خودش را برای کنکور کارشناسی ارشد آماده می کند، در ادامه می خوانید.

 

* هیچ سوالی به عنوان سوال اول مهمتر از این نیست که دلیل انتخابتان برای رفتن به سمت شغل غسالی چه بوده است؟ از انتخاب این کار و مشغول شدن به آن و سر و کار داشتن با میت ها وحشت نداشتید؟این سوال را خیلی ها از من می پرسند و من پاسخ همه شان را یک جور آغاز می کنم: من کارشناسی علوم قضایی خوانده ام و شاید به خاطر مدرکم بتوانم در جاهای بهتری کار کنم و درآمد خوبی هم داشته باشم، اما با تمام اینها، اینجا را برای کار انتخاب کرده ام.

پیش از اینجا در آسایشگاه سالمندان کار می‌کردم. اگر قبلاً در آسایشگاه سالمندان کار نکرده بودم شاید تحمل اینجا سخت‌تر می‌شد. آسایشگاهی که من در آن کار می‌کردم آسایشگاه معمولی نبود که بگوییم کسانی که مقداری مسن می‌شوند بخواهند بیایند آنجا. نه! یک بخشی داشت به نام درمان. در اتاق درمان کسانی حضور داشتند که تقریباً فقط یک مرحله از کسانی که می‌آورند اینجا جلوتر هستند. کسانی که در کما هستند یا افرادی که بیمارستان‌ها قبول‌شان نمی‌کنند. حال‌شان وخیم است؛ آن قدر که گاهی تا آرنجت فرو می‌رود در زخم بسترشان و دچار تورم‌های خاصی هستند. بوهای تعفنی از زخم‌هایشان بلند می‌شود؛ شرایطی که دارند را دیده بودم و ترسی از اینکه اینجا کار کنم نداشتم. اکثر مرده‌هایی که اینجا می‌آورند چهره‌هاشان برایم آشناست.اما کار در این جا حال و هوای خاصی دارد. چیزی است که تا اینجا نباشید نمی توانید بفهمید.


* از چه زمانی برای کار در اینجا اقدام کردید؟ چه قدر مراحل پذیرش طول کشید؟

یک سال و خرده‌ای پیش اینجا ثبت نام کردم. خیلی‌ها اینجا ثبت نام می‌کنند، اما هر کسی نمی‌تواند وارد شود. فقط فرم پر می‌کنند و می‌روند. شرایط خاصی برای پذیرش وجود دارد. هم اینکه متقاضیان باید بنیه قوی داشته باشند، هم از نظر روحی باید دارای شرایط خاصی باشند. از نظر مسائل شرعی و اطلاعات دینی نیز باید تسلط نسبی داشته باشند و دیدگاهی که دارند باید کمی خاص باشد.

اینجا هستند کسانی که یک سال است کار می‌کنند، اما هنوز است و هر از گاهی گزینش می‌شوند. هر از گاهی آزمون احکام برگزار می‌شود و خیلی توجه به این مسائل صورت می‌گیرد. آموزش‌هایی که اینجا داده می‌شود هم نشان از این توجه دارد. هر روز صبح که اینجا می‌آییم آموزش قرآن داریم. آموزه‌های معنوی داریم، مسائل شرعی برایمان باز می‌شود و اشکالات‌مان در همه زمینه‌ها مرتفع می‌شود.

* برایم از روزهای اولی که به اینجا آمدید بگویید. حس‌تان چه بود؟ در این چند روز چه تغییراتی کرده‌اید؟

من قبل از اینکه اینجا شاغل شوم هر وقت دلم می‌گرفت می‌آمدم اینجا و از پشت شیشه به کار غسال ها و شستشوی اموات نگاه می‌کردم. دفعه اولی که آمدم از نظر روحی افسرده شدم. آن موقع در خانه سالمندان کار می‌کردم به همین دلیل از دیدن صحنه‌ها وحشت نمی‌کردم، اما غصه‌دار می‌شدم. هم آن موقع و هم الان چیزی که بیشتر از همه مرا اذیت می‌کند دیدن مادر میت است. آن مادری که پشت شیشه ایستاده و می‌بیند که بچه‌اش را در مقابل چشم‌هایش می‌شویند خیلی سختی می‌کشد.شاید بشود گفت دیدن بعضی صحنه‌ها عادی شده، اما هر روز موردی پیش می‌آید که می‌تواند تکان‌دهنده باشد.

* کار کردن در آسایشگاه را با کار در اینجا مقایسه کردید؛ اصلاً این دو قابل مقایسه هستند؟ کدام سخت‌تر است؟

نمی شود مقایسه ای از نظر سختی انجام داد، اما فکر می کنم روزهایی که در خانه سالمندان کار می کردم، روزهای سخت تری نسبت به اینجا بود. چیزی که در آسایشگاه سالمندان مرا اذیت می‌کرد این بود که این سالمندها از خانواده‌های فوق‌العاده مرفه بودند. حدوداً هفت هشت میلیون ماهانه هزینه می‌کردند و فکر می‌کردند چون این مبلغ را برای پدر و مادر هزینه می‌کنند بهترین فرزندان دنیا هستند، اما آن پدر و مادر بیشتر به محبت اینها احتیاج داشتند تا به پول و مراقبت.خیلی‌هایشان ما را بغل می‌کردند و به یاد بچه‌هایشان روی شانه مان گریه می‌کردند؛ برایم ناراحت‌کننده بود که وقتی همین پدر و مادر پیر وقتی می‌میرند تازه عزیز می‌شوند.


* برگردیم به زمان انتخاب شغل؛ خانواده تان با این که به این کار وارد شوید مشکلی نداشتند؟

خانواده‌ من بسیار مذهبی هستند و حتی از اقوام که فوت می‌کند، سعی می‌کنند خودشان او را بشویند و با این مسئله مشکل خاصی ندارند. شغل مرا هم به رسمیت می‌شناسند و از آن ناراحت نیستند.


* این کار را شغل‌تان می‌دانید و راهی برای کسب درآمد یا از روی دل و علاقه سراغش آمده‌اید؟

من بخواهم شغل باکلاس‌تر داشته باشم می‌توانم بروم در دادسرا کار کنم. یا دستیار یک وکیل باشم و جونیور شوم، ولی این کار را نکردم. چرا؟ به خاطر این که این کار حال خیلی خاصی دارد. نمی‌شود گفت درآمد شغل در انتخاب آن بی‌تاثیر است، اما این شغل از آنهایی نیست که بشود بدون علاقه وارد آن شود. این حال معنوی باید وجود داشته باشد. در این شغل یکسری از نیازهای معنوی انسان ارضا می‌شود که در شغل‌های دیگر این طور نیست.

* نگران این نیستید که در آینده فرزندتان با شغل مادرش مشکل داشته باشد و از آن خجالت بکشد؟

نه ابداً! من خیلی دلم می‌خواست از سنین کودکی بچه‌ام را بیاورم تا از نزدیک اینجا را ببیند، چون فکر می‌کنم در تربیت معنوی‌اش موثر است. اگرچه الان هم با قرآن و نماز آشنایش کرده‌ام و حال معنوی را به او منتقل می‌کنیم و در فضای معنوی پرورشش می‌دهیم، اما با یاد مرگ بزرگ شدن را خیلی در تربیت دینی او موثر می‌دانم.این را هم قبول دارم که این شغل در جامعه جایگاه خوبی ندارد. خود من هم که آن وقت ها می آمدم و پشت شیشه نگاه می کردم، به خودم می گفتم اینها چه دلی دارند. از خودم می پرسیدم اجتماع با چه چشمی به اینها نگاه می کند؟حتی آن اوایل دلم می خواست همیشه ماسک داشته باشم که از پشت شیشه دیده نشوم، اما الان برایم مهم نیست.


* از حس و حال معنوی در هنگام کار گفتید؛ تا به حال شده در این فضای غسالخانه حضور مرحوم را حس کنید؟ اینکه هست و نگاه‌تان می‌کند؟

وقت‌هایی که بچه‌ها شروع می‌کنند یک دعای خاص را بلند بلند و با صوت خاصی می‌خوانند آن موقع حس می‌کنم که روح مرحوم آنجاست و نگاه‌مان می‌کند.حدیثی از حضرت علی علیه السلام داریم که می‌فرمایند هر چیزی که می‌بینی باید خدا را در آن ببینی.سر جنازه که هستم همیشه این حال و هوا را دارم. به عظمت خلقت خدا فکر می‌کنم و به خودم می‌گویم خدایا! عظمتت را شکر! عزیزترین فرد یک خانواده که تا یک ساعت پیش در کنارشان بود الان مثل چوب خشک مثل عروسک افتاده یک گوشه و هیچ حرکتی نمی‌تواند بکند. این بزرگترین چیزی است که سر جنازه و هنگام غسل دادنش به آن فکر می‌کنم خدا را در این لحظه‌ها خیلی پررنگ می‌بینم.


* تاثیر این شغل بر روحیه تان تا چه حد بوده است؟ اطرافیان نمی گویند روحیه تان عوض شده؟

اتفاقاً چرا! دوستانی که از قبل داشتم آن قدر تغییرات مثبتی در من دیده اند که از من می پرسند ما هم می توانیم بیاییم و مشغول کار در اینجا بشویم؟ وقتی از حالم باخبر می شوند و از شرایط اینجا می پرسند و برایشان تعریف می کنم، مشتاق می شوند که بیایند و همکارم شوند.آن شرایطی که مردم از پشت شیشه می بینند و حس می کنند که غسال ها خیلی افسرده هستند و مدام غم می خورند، این طور نیست. اینجا بیشتر بچه ها به بالا وصلند و این اتصال مانع از افسردگی می شود.

در کل و در این چند روزی که آمدم، فهمیدم چیزی که از بیرون می دیدم با چیزی که الان می بینم متفاوت است. یکی از بزرگترین و مثبت ترین تغییراتم این است که یاد مرگ را همواره به دنبال دارم و زیاد مواجه شدنم با مرده ها باعث نشده مرگ برایم عادی شود.تأثیر خاص این شغل این است که من هر روز صبح که از همسر و فرزندم خداحافظی می کنم، طوری با آن ها برخورد می کنم که انگار آخرین بار است می بینمشان؛ چون می بینم کسانی را که سالم از خانه هایشان بیرون آمده اند و شب دیگر برنگشته اند.


* این یاد مرگ در کیفیت زندگیتان تاثیر مثبت داشته یا منفی؟

اشتباه نکنید! این طور نیست که من مرتب به خودم بگویم که ای وای! امروز دیگر من می میرم! نه! این طور نیست. بیشتر باعث شده تا قدر لحظاتی که در آن هستم و قدر زنده بودنم را بدانم و به این فکر کنم که زمان زیادی ندارم برای بودن با کسانی که دوستشان دارم... چشم به هم بگذاریم عمر تمام شده و ما قدر لحظاتی را که داشتیم، ندانسته ایم.پیش از اینکه در اینجا مشغول شوم، خیلی زودرنج بودم، اما الان تحملم بالا رفته، خودم همیشه فکر می کردم فشار عصبی اینجا رویم زیاد است، اما این طور نشد.


* دیدن بعضی صحنه ها آزارتان نمی دهد؟ اموات ترسناک نیستند؟

در درس‌هایم واحدهای پزشک قانونی گذرانده‌ام و جنازه زیاد دیده بودم. مثلاً جنازه‌ای که سرش زیر قطار رفته بود و هیچ کدام از اجزای صورت و سرش سر جای خودش نبود! برای همین به این صحنه‌ها خیلی عادت داشتم. مورد داشتیم اینجا که پایش سه تکه شده بوده و هر تکه را گذاشتیم کنار هم تا پا کامل شود. دیدن خون برایمان دیگر دلخراش نیست و عادی شده. نمی گویم از دیدن بعضی صحنه ها متاثر نمی شوم، اما ترس، نه!

* در این مدت با مورد عجیبی برخورد کرده اید؟ چیزی که به نظرتان غیرطبیعی بیاید.

خانمی را آورده بودند که دچار سوختگی شده بود. همه بدنش سوخته بود و جزغاله شده بود، اما موهایش سالم بود در حالی که موارد دیگر سوختگی را که دیده بودم، تمام موهایشان سوخته بود و اصلاً اولین چیزی که همیشه می‌سوزد موست، اما این خانم موهایش سالم بود. نمی‌دانم شاید به این دلیل که همیشه حجابش طوری بوده که مویش پیدا نبوده، خدا این لطف را به او کرده. شاید هم حکمت دیگری داشته، ولی این هم یکی از آن موارد عجیب و جالبی بود که در این مدت دیدم. کل بدن تا زیر رستنگاه مو سوخته بود اما موها آسیب ندیده بود.

* از بهترین و بدترین خاطره تان بگویید.

هفته پیش میتی آوردند که وقتی می‌خواستم روسری‌اش را ببندم و کارم تمام شده بود، از گوشه چشم‌هایش اشک آمد. انگار جسمش محیط را حس می کرد و فهمیده بود که لحظه خداحافظی است... اینجا مرسوم است که به امواتی که اشک می ریزند، التماس دعا می گویند و معتقدند اگر دعا کنند، دعایشان می گیرد.در این مدت، این بهترین صحنه ای بود که دیدم و در آن لحظه حس خاصی داشتم.

بدترین خاطره هایم هم مربوط می شود به موارد خودکشی. مثلاً یک مورد خودکشی داشتیم، دلم خیلی برای آن میت سوخت. البته نمی دانم به قتل رسیده بود یا خودش را کشته بود. فقط معلوم بود که با طناب دار خفه شده است. وقتی او را دیدم، در اولین نمازم اولین کاری که کردم این بود که برایش دعا کنم و بگویم خدایا! اگر کشته شده خودت او را رحمت کن و اگر خودکشی کرده او را ببخش؛ چون او الان تازه اول مصیبتش است.چهره زیبایی داشت و در ظاهر نشان نمی داد خیلی وضع مالی بدی داشته باشد و نمی شد گفت به خاطر تحت فشار بودن از نظر مالی خودش را از بین برده است. برای همین خیلی دلم برایش سوخت.

دیروز هم موردی داشتیم که تومور داشت و این تومور از کنار تنش بیرون زده بود. تا به حال یک چنین صحنه ای ندیده بودم. خیلی تکان دهنده بود، خصوصاً اینکه مادرش از پشت شیشه نگاهش می کرد و تمام مدت به سر و سینه اش می کوبید و شیون می کرد. مدام به این فکر می کردم الان آن مادر چه می کشد. بیست - بیست و پنج سال پیش دانه ای را بکاری و الان که به ثمر نشسته به این شکل او را از دست بدهی خیلی سخت است.

* در این مدت اتفاق افتاده از آمدنتان به اینجا و انتخاب این شغل پشیمان شوید؟

نه، هیچ وقت. حتی با انگیزه تر هم شده ام. آن زمانی که می خواستم این شغل را انتخاب کنم، با قرآن مشورت کردم تا ببینم اینجا آمدنم به صلاح است یا نه. آیه ای که به من مشورت داد خیلی مهم بود. آیه 11سوره طور بود که می گفت: پا به مکان مقدس نهادی و من تو را به این رسالت برگزیدم. پس فرمان حق را گوش بده...

این خیلی مرا تکان داد؛ چرا که خدا به من گفت: من تو را اینجا آوردم و تو به پای خودت اینجا نیامدی و من می خواستم که تو اینجا باشی. هر از گاهی این آیه را تکرار می کنم و ارزش کارم برایم چند برابر می شود. وقتی از 700 نفری که اسم می نویسند فقط هفت نفر می توانند وارد شوند، معلوم می شود که خدا آنها را انتخاب کرده. من نمی گویم آدم خوبی هستم نه! شاید من آدم بدی باشم و کشیده شده باشم اینجا که خوب شوم.

* از وقتی اینجا آمدید دیدتان نسبت به غسال‌ها تغییر کرده یا همان زمان که پشت شیشه بودید هم همین تصور را از اینها داشتید؟قبل از آن فکر می‌کردم تطهیرکننده‌ها شرایط خیلی خاصی دارند حتی از کسانی که آن طرف شیشه هستند بارها شنیده بودم که می گفتند می‌دانی این اتفاق چه قدر در زندگی‌شان تاثیر بدی دارد.

همیشه فکر می کردم این آدم ها افسرده هستند و از دنیا به دور می‌شوند، اما اینها زندگی‌شان نرمال است. حتی شاید از بقیه هم نرمال‌تر باشد. زندگی‌شان آن چیزی که از بیرون تصور می‌شود، نیست. حتی قساوتی که می‌گویند اتفاق می افتد، آن طور که می گویند نیست. حتی من همیشه فکر می‌‌کنم کسانی که اینجا هستند سعی در برطرف کردن بدی‌هایشان دارند؛ چرا که کسی که دارد شسته می‌شود و روحش ناظر است، انتظار دارد آخرین کسی که با او تماس دارد و غسلش می‌دهد آدم خوبی باشد.غسال ها، آخرین افرادی هستند که با انسان سر و کار دارند و مهمترین کار را برای او انجام می دهند، پس باید همواره آدم های پاک و خالصی باشند و من این پاکی را در بین همکارانم می بینم.

 

* به عنوان سوال آخر، می خواهید این شغل را ادامه دهید؟

بله. من فکر می کنم کار کردن در اینجا سعادت می خواهد و خوشحالم که این سعادت در این دنیا نصیبم شده است.من در جاهای زیادی کار کرده ام، اما اولین جایی است که کار می کنم و هر روز صبح با عشق بیدار می شوم و با شوق و ذوق سر کار می آیم، این جز لطف خدا چیزی نیست، پس این شغل را ادامه خواهم داد.




نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 15 شهریور 1393 :: نویسنده : گربه & مقداد
سلام به همه ی دوستان شب قدر اومدشبی که در های آسمان به روی همه بندگان بازه بیاین

برای هم دعا کنیم بیاین همدیگه رو ببخشیم تاخدا هم راحت تر از خطامون بگذره بیاین دیگه

 قاضی نباشیم تا بیرون گد بشینیم و دیگران رو قضاوت کنیم بیان قاضی اعمال خودمون

باشیم بیاین ایرادای خودمونو اصلاح کنیم نه اینکه ایرادای دیگران رو به رخشون بکشیم بیاین

امشب دله خدارو بدست بیاریم و از گناهانمون توبه نصوح کنیم نه به زبان بلکه به عمل

و این رو بدونیم دیدگاه آدما درباره ما مهم نیست بلکه دیدگاه اون بالایی و خودمون راجبه خودمون

مهمه وبیاین چگونه خوشبخت بودن را بیاموزیم نه چگونه ثروتمند شدن رو


تو این شب مریضا یادمون نره








شب قدر است و من قدری ندارم/چه سازم؟توشه قبری ندارم/

اگر امشب به معشوقت رسیدی/خدا را درمیان اشک دیدی/

کمی هم نزد او مارادعا کن/ کمی هم جای ما اوراصدا کن/

بگو یارب فلانی رو سیاه است/دودستش خالی و غرق گناه است/

بگو یارب تویی دریای جوشان/دراین شب رحمتت بر وی بنوشان/

------ امشب همه با هم برای فرج امام زمان(عج) دعا کنیم--------------




نوع مطلب : مناسبتی، مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 27 تیر 1393 :: نویسنده : گربه & مقداد
شهادت امیر مومنان بر همه شیعیان تسلیت





نوع مطلب : مذهبی، مناسبتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 27 تیر 1393 :: نویسنده : گربه & مقداد

 




چرا پوشش بازیگران ما این گونه است؟

احتمالا هیچ یک از ما بازیگر زن چادری نمی شناسیم و یا دست کم تعداد آنها و یا شاید نمود آنها در جامعه به اندازه ای کم است که هرگز در ذهن ها نمانده است.



موضوع حجاب و نوع پوشش بدون تعارف در سال های اخیر در جامعه ما به چیزی فراتر از یک چالش اجتماعی تبدیل شده که گاه حتی موضوعات سیاسی نیز از آن متاثر می شود.



تا کنون در مورد متناسب نبودن نوع پوشش رایج در شهرهای بزرگ کشور که کم کم به شهرهای کوچک تر نیز سرایت کرده، با آنچه از یک جامعه اسلامی بر اساس آموزه های دینی انتظار می رود، بسیار گفته و نوشته شده است.



مسائلی از قبیل کار فرهنگی زیربنایی، وضعیت آموزش در مدارس و دانشگاه ها، میزان توجه به حجاب در خانواده ها، تاثیر رسانه های گوناگون از جمله شبکه های ماهواره ای، تغییر سبک زندگی و لزوم جهت دادن به آن بر اساس الگوی ایرانی اسلامی، نوع برخورد با بدحجابان از جمله وجود یا عدم وجود گشت ارشاد و.. بارها و بارها سخن گفته و شنیده شده است.



در اینجا قصد تکرار این مباحث را نداریم. صرفا به موضوعی اشاره می کنیم که اگرچه با همه مباحث فوق به نوعی در ارتباط است اما ممکن است در بسیاری نقدها نیز ناخواسته نادیده گرفته شود.



موضوع گروه های مرجع و الگو در جامعه را هرگز نمی توان از بحث حجاب جدا کرد. بی تردید یکی از این گروه های الگو در جامعه بازیگران هستند.



عده ای از کارشناسان معتقدند هدایت محصولات هنری به سمتی که موفقیت ها توسط افرادی به دست آید که در ضمن زندگی اجتماعی عادی خود از حجاب قابل قبولی برخوردارند می تواند در نگرش جامعه به حجاب موثر باشد.



به عقیده این عده از کارشناسان، در حال حاضر به طور مثال در سریال های تلویزیونی و یا فیلم های سینمایی کشور افرادی که در زندگی به بن بست رسیده‌اند با حجاب و پوشش به مخاطب معرفی می‌شوند و البته عکس این موضوع نیز صادق است.



با این وجود موضوع بحث فراتر از این گفته‌هاست.

حرف اینجاست که حتی مثلا اگر بازیگری با حجاب مورد انتظار در یک فیلم یا سریال به محبوبیتی فوق العاده دست پیدا کند و حتی بتواند به عنوان الگو، نوع پوشش و زندگی مورد نظر کارکتر فیلم را تبلیغ کند، وقتی خود در انظار عمومی با پوششی کاملا متفاوت ظاهر می شود چه بلایی بر سر همان "تاثیرگذاری" و "تبلیغ" می آید؟



واقعا چرا پیدا کردن تصویری از بازیگران زن ایرانی با حجابی که در عرف جامعه پوشیده و مناسب تلقی شود، تقریبا محال است؟!



موضوع تا بدانجا پیش رفته که اگر برخی از بازیگران زن ایرانی در یک پروژه سینمایی یا تلویزیونی با چادر حاضر شوند، به عنوان موضوعی "جالب" تلقی شده و عکس آن در فضای مجازی با همین عنوان منتشر و توزیع می شود!



آیا روند انتخاب بازیگر در سینما، تئاتر و تلویزیون ما مشکل دارد؟



آیا در روند مذکور هیچ بازیگری که حجاب و پوشش عادی او – در جامعه و نه در فیلم‌ها و سریال‌ها - همان حجاب مورد قبول جامعه است، وجود ندارد؟ یا چنین افرادی جذب این هنر نمی شوند؟



موضوع هرچه باشد تردیدی نیست که الگوی بسیاری از جوانان کشور ما صرفا ظاهر بازیگران ایرانی در سریال ها و فیلم‌های سینمایی و به طور کلی محصولات هنری نیست؛ بلکه پوشش، اخلاق و منش آنها در زندگی عادی – که امروزه با وجود رسانه‌های گوناگون و امکان دسترسی آسان به همه آنها، هرگز بر کسی پوشیده نیست - هم موثر و غیرقابل چشم پوشی است. اما راه حل چیست؟




نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 شهریور 1392 :: نویسنده : گربه & مقداد

اوضاع خیلی خوبه پسره ۲۷ سالش بود ۶ سال بود نامزد بود یکی رو میخواست بهش کار ندادن بابای دختره داد به یه نفر دیگه پسر دایم خودشو کشت پدر بزرگش سالی ۲بار مکه میره ولی یه بار نیومد دست نوه اش رو بگیره. داداشی اوضاع خیلی عالیه دختره با نامزدش…






اوضاع خیلی خوبه
پسره ۲۷ سالش بود ۶ سال بود نامزد بود یکی رو میخواست
بهش کار ندادن بابای دختره داد به یه نفر دیگه پسر دایم خودشو کشت
پدر بزرگش سالی ۲بار مکه میره ولی یه بار نیومد دست نوه اش رو بگیره.
داداشی اوضاع خیلی عالیه

دختره با نامزدش تا دم دانشگاه میره داخل دانشگاه با n نفر
دیگه هم هست



فقر و فحشا



داداش جونم اوضاع حرف نداره
داداش اوضاع یک یکه
مدیر عامل باشگاه به بازیکناشون هواپیما میخواد بده
داداش اوضاع از این بهتر نمیشه
پسرای سرزمینت ابروهاشونو برمیدارن مثل دخترا

آرایش





داداش اوضاع خیلی قشنگه


داداش این مرد با سنش به خاطر اینکه پیش زن و بچه اش
شرمنده نشه شبا هم کار میکنه

پیرمرد






داداش شما رشادت کردین ولی جومونگ شد سنبل رشادت…..



جوموونگ




داداش قویترین مرد جهان رو یه نوجوان ۱۷ ساله کشت..

روح الله داداشی






داداش یه مـــــــادر چندتا بچه رو نگه میداره آخ نمیگه
اما چندتا بچه یه مـــــــادر رو نگه نمیدارن..

فقر






داداش دختر سرزمینت تو سن کم داره کار میکنه که شما به خاطر
آسایش اینا از خودتون گذشتین

دختر بچه+کار






داداش سالی چند تا از این حادثه ها داریم…

بچه های مدرسه آتش





یه مرد زن و بچه اش رو تو اسید سوزوند
چشمای زنش جفتش از کاسه دراومد.

قربانی بی اخلاقی





داداش تو مصرف مواد مخدر اول شدیم…

مواد مخدر






داداش این بچه تو سرما خوابش برد میبینی شهر چقدر ساکته؟؟؟
هیچکی توجه نمیکنه….

پسر بچه فقیر







داداش اوضاع خیلی بهتر از ایناست به قول اون خواننده
…<<همه چی آرومه من چقدر خوشبختم>>…
داداش به خدا خسته شدم از این شهر و هوای آلودش




نوع مطلب : مذهبی، درد و دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 6 مرداد 1392 :: نویسنده : گربه & مقداد

 

 




در باور مسلمانان شب قدر (به عربی: لیلة القدر)‏ شبی است در ماه رمضان که قرآن در آن شب (جدا از وحی تدریجی) همچنین به‌طور کامل بر محمد رسول


الله نازل شده‌است. مسلمانان باور دارند که در این شب هر امر محکمی جدا می‌شود. بنابر آموزه‌های اسلامی خوابیدن در شب قدر مذموم و شب‌زنده‌داری در آن


سفارش شده است و دعا و استغفار در این شب وظیفه دانسته شده‌است. روز قدر هم به اندازه شب آن ارجمند است.







شبی که در آن خطاب می‌آید: کجایند جوانمردان شب‌خیز که در آرزوی دیدار، بی‌خواب و بی‌آرام بوده‌اند و در راه عشق شربت بلا نوشیده‌اند، تا خستگی


ایشان را مرهم گذاریم و اندر این شب قدر ایشان را با قدر و منزلت گردانیم؛ که امشب، شب نوازش بندگان است و وقت توبه گنهکاران.










چون نامه جرم ما به هم پیچیدند بردند به دیوان عمل سنجیدند بیش ازهمگان گناه مابود ولی ما را به محبت علی(ع)بخشیدند. با عرض تسلیت در لیالی قدر


این حقیر را ازدعای خیرخویش فراموش نکنید.التماس دعا






نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 5 مرداد 1392 :: نویسنده : گربه & مقداد

مبعوث نبی اکرم آمد

به به که چه روزخرم آمد

عیدی نبود چنین مبارک

بس عید فرا رسید بی شک

گیتی چو بهشت جاودان شد

از بعثت او جهان جوان شد

بر جمله مسلمین مبارک

این عید به اهل دین مبارک

آن ذات خجسته ی نکو را

از غیب ندا رسید او را

برخیز و به خلق رهبری کن

کای ذات نکو پیمبری کن

در کوه" حِری" پیمبری یافت

چون قدر و مقام رهبری یافت

شد خاتم انبیا"محمد(ص)"

بشنید چو این ندا محمد(ص)

با آمدنش محمدی شد

هر روح که دوراز بدی شد

آیین خدا پرستی آورد

قانون حیات و هستی آورد

بشکست اساس بت پرستی

پیدا چو شد آن جمال هستی

بتخانه به کعبه شد مبدل

با بعثت آن نبی مرسل

بر احمد و بر علی و آلش

هر دم صلوات بر جمالش

قرآن مقدسش کتابم

صد شکر به دین آن جنابم

در سایه دین و رحمت اوست

خوشبخت کسی که امت اوست

شد ختم پیمبری به نامش

از عرش ملک دهد سلامش

بر پاکی ذات تو گواهی

ای داده زماه تا به ماهی

لولاک لما خلقت الافلاک

در شأن تو گفت ایزد پاک

یک قصه توست شام معراج

ای بر سر هر پیمبری تاج

خوشبخت کسی کز امت توست

قرآن کریم حجت توست

اسلام نبود و حق پرستی

گر زانکه تو بت نمی شکستی

بتخانه و بت به باد دادی

توحید به ما تو یاد دادی

ای خواجه کائنات دریاب

ای معنی ممکنات دریاب

دریاب که هیچکس نداریم

ما غیرتو دادرس نداریم

فریادرس و گره گشائی

ای آنکه تو یار بینوائی

امید شفاعت از تو داریم

دریاب که ما گناهکاریم

غم از دل هر که هست بردار

تنها نه منم به غم گرفتار

"شهری" است غلام آستانت

ای جان جهان فدای جانت

عباس شهری





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 17 خرداد 1392 :: نویسنده : گربه & مقداد
100 سال قبل ایرانیان چه لباسی میپوشیدند؟ (تصویری)
100 سال پیش یعنی در دوران آخرین شاه قاجاری (محمدعلی شاه) پوشش مردان ایرانی کت های بلند با شلوار گشاد و دستاری بود که به کمر می بستند و زنان دوره قاجار هم با چادر و روبنده و پیراهن و شلوار در خیابان حاضر میشدند.
در این تصویر که در گوشه سمت چپ آن کلمه اصفهان و عنوان عکاسخانه به چشم می خورد، دو مرد اصفهانی در پوشش قاجاری شان دیده میشوند. به گزارش ایران ناز لباس مردان اصفهان در آن زمان از یك شلوار مشكی گشاد، پیراهن سفید یقه ساده دكمه دوبل با آستین های گشاد، یك جلیقه كوتاه مشكی و یك كلاه تشكیل میشد. آنها در زمستان یك قبای بلند ساده بر روی لباس اصلی می پویشیدند كه با شال ابریشمی دور كمر بسته میشده است.

پوشش یک خانواده ایرانی در دوران قاجار

زنان با چادر و رو بنده و شلوار در مجامع عمومی حاضر می شدند




نوع مطلب : عمومی، مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 12 خرداد 1392 :: نویسنده : گربه & مقداد
بوی گنــد خیانت تمام شهر را گرفته...!


مردهای "چشم چــران" زن های "خـــائن"


پسرهای "شهــوت ران " دخترهای "پـــول پرست"


پس چه شد آدمیت ؟؟؟


چیدن یک سیــب و اینهمه تقــــاص؟!


بیچاره "آدم" بیچاره "آدمیــت"



نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 29 اسفند 1391 :: نویسنده : گربه & مقداد

رسول گرامی اسلام (ص) فرمود :



اتقوا الله , و اعدلوا فی اولادکم . *


از خدا بترسید و میان فرزندانتان به عدالت رفتار کنید .



*-همان , حدیث 45349, نقل از میزان الحکمه , ج 13 , ص 7088 .



 

پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود :


یا علی لعن الله الوالدین حملا ولدهما علی عقوقهما .*



ای علی ؛ از رحمت خدا دور باد آن پدر و مادری که با رفتار و گفتار نادرست خود ، موجبات بد کاری فرزندان و اسباب نارضایتی خود را از آنان فراهم سازند .



*-وسائل الشیعه , ج 5 , ص 115 .

 




 
 

 
 

حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود :



ان الله لیرحم العبد لشدة حبه لولده .*



خداوند عز و جل به بنده ، به خاطر محبت شدید او به فرزندش ، رحم می کند .



*- فرع کافی , ج 6 , ص 50 , میزان الحکمه , ج 10 , ص 699 .





رسول گرامی اسلام فرمود:



اعدلوا بین اولادکم کما تحبون ان یعدلو بینکم فی البر و اللطف .*



میان فرزندان خود به عدالت رفتار کنید همان گونه که دوست دارید آنان در نیکی و محبت بین شما به عدالت رفتار کنند.


*-بحارالنوار , ج 104 , ص 93, میزان الحکمه , ج 10, ص 706.



 
حضرت امام جعفرصادق(ع)فرمود:




ایما رجل دعا علی ولده اورثه الفقر .*




هر مردی که فرزند خود را نفرین کند ، مبتلا به فقر می شود.




*-بحارالنوار،ج104،ص99،نقل از میزان الحکمه،ج14،ص7100.



 
  
 
 حضرت امام جعفرصادق(ع) فرمود:



ان الله لیرحم الرجل لشدة حبه لولده .*



قطعا خداوند آدمی را به خاطر محبت شدید به فرزندش مورد رحمت خود قرار میدهد.



*-وسائل الشیعه،ج15،ص98.
 
 
 
  

 
حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود :


تجب للولد علی والده ثلاث خصال : اختیار لوالدته , و تحسین اسمه , و المبالغة فی تادیبه .*

فرزند 3 حق بر گردن پدر دارد : مادری خوب برایش انتخاب کند , نامی نیکو بر اونهد و در تربیتش بکوشد .


*-تحف العقول , ص 238 .

.

  





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 اسفند 1391 :: نویسنده : گربه & مقداد





حدیث 1 :


پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود :


حق الولد علی والده ان یعلمه الکتابة و السباحة و الرمایة , و ان لا یرزقه الا طیبا . *

حق فرزند بر پدرش این است که او را نوشتن , شنا و تیر اندازی بیاموزد و جز غذای حلال و پاکیزه , خوراک او نکند .



*- کنز العمال , حدیث 45340 , نقل از میزان الحکمه , ج 13, ص 7102 .




 





حدیث 2 :


امیرالمومنین حضرت علی (ع) فرمود :


حق الولد علی الوالد ان یحسن اسمه , و یحسن ادبه , و یعلمه القران .*

حق فرزند بر پدر این است که نام نیکو بر او نهد , او را خوب تربیت کند و قرآن را به او بیاموزد.




*- نهج البلاغه , حکمت 399.





 



حدیث 3 :


حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود :


تجب للولد علی والده ثلاث خصال : اختیار لوالدته , و تحسین اسمه , و المبالغة فی تادیبه .*

فرزند 3 حق بر گردن پدر دارد : مادری خوب برایش انتخاب کند , نامی نیکو بر اونهد و در تربیتش بکوشد .




*-تحف العقول , ص 238 .






  



حدیث 4 :


رسول گرامی اسلام (ص) فرمود :


من بلغ ولده النکاح و عنده ما ینکحه فلم ینکحه ثم احدث حدثا , فالاثم علیه .*

هر که فرزندش به سن ازدواج برسد و توانایی مالی داشته باشد که او را همسر دهد و ندهد و از آن فرزند خطایی سر زند , گناه آن بر اوست ( آن پدر هم در گناه او شریک است )



*-کنزالعمال ,حدیث 45337 , نقل از میزان الحکمه , ج 13, ص 7104.







حدیث 5:


حضرت رسول اکرم (ص) فرمود:


اکرموا اولادکم , و احسنوا ادابهم ,یغفر لکم .*

فرزندان خود را گرامی بدارید و آنان را خوب تربیت کنید تا آمرزیده شوید.



*-میزان الحکمه , ج 1 , ص 100 .








حدیث 6:

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود :


رحم الله من اعان ولده علی بره , و هو ان یعفو عن سیئته , و یدعو له فیما بینه و بین الله .*

خدا رحمت کند کسی را که فرزندش را بر نیکی کردن به خود یاری رساند , بدین گونه که از خطای او در گذرد و به درگاه خدا برایش دعا کند.



*-بحارالانوار , ج 104 , ص 98 , نقل از میزان الحکمه , ج 13 , ص 7104.




 



حدیث 7:


حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود :


ادبنی ابی علیه السلام بثلاث ...قال لی : یا بنی من یصحب صاحب السوء لا یسلم , ومن لا یقید الفاظه یندم , ومن یدخل مداخل السوء یتهم .*

پدرم (امام باقر (ع) ) مرا سه ادب آموخت ؛ فرمود : پسرم ! هر که با دوست بد هم نشینی کند سالم نمی ماند , و هر که گفتارش را مهار نکند پشیمان می شود , و هر که به جاهای بد رود آماج تهمت قرار میگیرد .



*-تحف العقول , ص 278.









حدیث 8:


حضرت رسول اکرم (ص) فرمود :



ادبوا اولادکم علی ثلاث خصال : حب نبیکم , و حب اهل بیته , و قراءة القران .*

فرزندان خود را بر سه خصلت تربیت کنید :
دوست داشتن پیامبرتان , دوست داشتن اهل بیت او و قرآن خواندن .



*-کنزالعمال , حدیث 45409 , نقل از میزان الحکمه , ج 13 , ص 7104.






  



حدیث 9:


حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود :


الغلام یلعب سبع سنین , و یتعلم الکتاب سبع سنین و یتعلم الحلال و الحرام سبع سنین .*


پسر باید هفت سال بازی کند , هفت سال سواد بیاموزد و هفت سال به آموزش حلال و حرام بپردازد .



*-وسائل الشیعه ,ج 12, ص 247, نقل از میزان الحکمه ,ج 13, ص 7104.








حدیث 10 :


امیرالمومنین حضرت علی (ع) فرمود :



علموا صبیانکم من علمنا ما ینفعهم الله به , لا تغلب علیهم المرجئة برایها .*


از دانش ما به کودکان خود چیزی بیاموزید که خداوند به واسطه آن سودشان بخشد و مرجئه ( گروهی منحرف ) با آرای خود بر آنان چیره نشوند .



*-وسائل الشیعه , ج 12, ص 247, نقل از میزان الحکمه , ج 13,ص 7106.








نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 24 اسفند 1391 :: نویسنده : گربه & مقداد
پرسش :

پدر و مادر چه وظایفی در برابر فرزندان دارند؟


پاسخ :

نخست شایسته است از همه كسانی كه علاقه مند به شناخت معارف دینی و تربیتی هستند، بخصوص آنانی كه به وظایف خود در قبال فرزندان توجه دارند و پرسش هایی را در این زمینه مطرح می كنند تشكر نماییم. انتظار ما این است كه همه مسلمانان ـ بویژه پدران و مادران كه بار سنگین تربیت فرزند را به عهده دارند ـ در باب معارف دینی و اسلامی و شناخت مسؤولیت خود در این مورد بیشتر توجه كنند و اگر احیاناً ابهاماتی وجود داشت آن ها را با طرح این گونه سؤالات بر طرف سازند،
واقعیت این است كه هیچ گاه انسان خالی از وظیفه نیست و در هر زمان و مكان و هر شرایطی كه باشد یك سری تكالیفی ـ اعم از وظایف دینی، خانوادگی و اجتماعی ـ گریبان گیر اوست. چنان كه رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: "كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعیته"(1)همه شما در حیطه قدرت و سرپرستی خود نسبت به افرادی كه اداره امور آنان را به عهده دارید، مسؤول هستید. البته مسؤولیت انسان با توجه به گستره قدرت و فرمانروایی اش متفاوت است.
پس از این مقدمه كوتاه، به شرح مختصر وظایف پدر و مادر در قبال فرزندان می پردازیم. ذكر این نكته ضروری می نماید كه با توجه به تعدد وظایف والدین و كثرت آیات و روایاتی كه در این زمینه وجود دارد، فقط به برخی از آن ها اشاره می شود.
1ـ تربیت
نخسین وظیفه والدین در قبال فرزندتر بیت درست او است كه در آیات و روایات مكرری بدان تأكید شده است. خدای متعال در مورد اصل وظیفه والدین و اهمیت تربیت دینی خانواده چنین می فرماید: "یا ایها الذین آمنوا قوا انفسكم و اهلیكم ناراً و قودها للناس و الحجارة علیها ملائكة غلاظ شداد"(2) ای كسانی كه ایمان آورده اید، خود و خانواده خویش را از آتشی كه هیزم آن انسان ها و سنگ ها است نگه دارید، آتشی كه فرشتگانی بر آن گمارده شده اند كه خشن و سختگیرند.
ممكن است منظور از آتش در ا ین آیه، اعم از آتش دنیا و آخرت باشد كه در این صورت ورود در اختلاف ها، ارتكاب جرایم و گناهان و..را نیز شامل می شود كه بایستی خانواده را از آن ها باز داشت و این امر مهم فقط از طریق تربیت درست امكان پذیر است.
بنابراین، والدین ضمن حفظ خویشتن از عذاب اخروی كه با عبادت و دوری از گناه مسیر است، وظیفه دارند كه فرزندانشان را به گونه ای تربیت نمایند كه از آتش ترسناك جهنم نجات یابند.
روایاتی كه در زمینه تربیت فرزند وجود دارند متعدد هستند; از جمله روایت معروفی از رسول اكرم(صلی الله علیه وآله وسلم) نقل شده كه فرمود:
"فرزند سه حق بر پدر دارد: اول انتخاب نام نیكو، دوم كتابت، نوشتن و سواد آموزی، سوم ازدواج، زمانی كه فرزند بالغ شد."(3) در روایت دیگری از امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) آمده است: "حق فرزند بر پدر این است كه نام نیكویی برایش انتخاب كند و او را نیكو تربیت نماید و قرآن را به او یاد بدهد."(4)
از این روایات به روشنی استفاده می شود كه تربیت فرزندان از مهم ترین وظایف والدین است. امروزه تربیت فرزند از مشكل ترین مسایل اجتماعی و خانوادگی جوامع مختلف است، چون زمینه انحراف فرزندان - بخصوص جوانان و نوجوانان - فراوان است. خانواده ای سعادتمند است كه بتواند فرزندانش را براساس برنامه های دینی و اسلامی تربیت نماید.
2 - انتخاب نام نیكو
پس از تولد نوزاد، اولین وظیفه والدین انتخاب نام خوب برای فرزند است. نام خوب و سازگار با فرهنگ اسلامی از نظر تربیتی اهمیت فراوان دارد، چون نامی كه والدین برای فرزند انتخاب می كنند تا آخر عمر همراه او است و به همان نام خوانده می شود. پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) در این زمینه فرمود كه یكی از از حقوق فرزند بر پدر و مادر، برگزیدن نام نیكو برای اوست.
نام نیكو، نامی است كه با فرهنگ اسلامی ـ بخصوص فرهنگ شیعی ـ سازگار باشد; مانند نام ها، القاب و اوصاف امامان معصوم(علیهم السلام). سیره پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) و علی(علیه السلام)در نامگذاری فرزندانشان ـ بخصوص امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) ـ بیانگر اهمیت این موضوع است.
بنابراین، لازم است كه پیروان و شیعیان معصومان(علیهم السلام) هم از آن ها تبعیت كنند و به انتخاب نام فرزند اهمیت داده نامی را برگزینند كه با فرهنگ تشیع سازگار باشد.
3ـ تعلیم
آموزش فرزند و باسواد كردن او از وظایف دیگر والدین است كه در حدیثی از رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) و علی(علیه السلام) بدان تأكید شده است.
پدر و مادر مسؤولیت دارند تا در جهت باسواد ساختن فرزند، اعم از دختر و پسر، تلاش نمایند. والدین می بایست زمینه مدرسه رفتن فرزند را فراهم نمایند تا از نعمت خواندن و نوشتن برخوردار گردند.
هر چند امروزه آموزش كودكان جامعه در مدارس انجام می گیرد و معلمان دلسوزی به این كار مشغول هستند، ولی پدر و مادر نباید نسبت به تربیت فرزند مدرسه ای خود بی تفاوت باشند. همكاری خانه و مدرسه و نظارت والدین در فعالیت های آموزشی كودكان در این امر تأثیر فراوان دارد.
4ـ ازدواج
یكی از وظایف دیگر پدر و مادر فراهم ساختن زمینه ازدواج فرزند است. نیاز جسمی و روانی انسان به ازدواج پس از بلوغ روشن است و زمینه این كار را باید پدر و مادر فراهم سازند.
ازدواج آثار تربیتی فراوانی دارد و جوانان به وسیله آن از بسیاری از انحرافات و مفاسد فردی و اجتماعی محفوظ می مانند. خدای متعال خلقت زن و ازدواج را از نشانه های قدرت و عظمت خود معرفی كرده است، آن جا كه می فرماید: "و من آیاته ان خلق لكم من انفسكم ازواجاً لستكنوا الیها و جعل بینكم مودة و رحمة ان فی ذالك لایات لقوم یتفكرون"(5) و از آیات و نشانه های خدا این است كه از خود شما برای شما جفت هایی آفرید تا بدان ها بیارامید و در میان شما دوستی و مودت و مهر برقرار ساخت. در این نكته نشانه هایی است برای آن گروهی كه می اندیشند.
آیات و روایات در این زمینه زیاد است و از مجموع آن ها به دست می آید كه ازدواج از مسایل اساسی زندگی بشر است و پدر و مادر باید در این زمینه اقدام نمایند.
پس دیگر وظیفه مهم والدین در قبال فرزند، ازدواج او در هنگام جوانی است.
5ـ فراهم ساختن محیط مناسب تربیتی
محیط خانواده در رشد ابعاد گوناگون كودك نقشی اساسی دارد، چون كودك نخستین بار در محیط خانه با دنیای بیرون آشنا می شود و از اطرافیان خود مسایل را یاد می گیرد.
پدر و مادر اولین مربیانی هستند كه با كودك ارتباط برقرار می كنند. از این رو می بایست زمینه مناسب را برای فراگیری معارف دینی فرزند فراهم سازند. والدین منبع همه مفاهیم، افكار، مهارت ها و گرایش های كودك هستند، به گونه ای كه رشد و تكامل و فهم و ادراك كودك در سال های اول زندگی از این طریق شكل می گیرد.(6)
والدین غیر از تأمین مایحتاج زندگی و رفع نیازهای جسمانی فرزند، موظفند محیط سالمی نیز از نظر تربیتی برای او پدپد آورند. زیرا كودك تمام رفتارهای كوچك و بزرگ پدر و مادر را درست تلقی كرده از آن ها تقلید می كند. به این ترتیب، لازم است كه والدین محیطی مساعد، برای تربیت و پرورش هر چه بهتر فرزند فراهم نمایند.(7)
6ـ دوستی با كودك
یكی از نیازهای اساسی انسان از نظر روانی، نیاز به محبت و برخورداری از عواطف دیگران است. این نیاز در سال های اول زندگی و دوره كودكی بسیار شدید و پاسخ گفتن بدان از ضروریات است.
بر این اساس، بر مربیان كودك ـ بخصوص پدر و مادر ـ لازم است كه این نیاز روانی و عاطفی او را بر طرف سازند. وظیفه پدر و مادر نسبت به فرزند تنها در تأمین نیازهای مادی و جسمانی او خلاصه نمی شود، بلكه مهم تر از آن تأمین نیازهای روحی و عاطفی كودك است ; زیرا طبیعت كودك چنین اقتضا دارد كه او را دوست بدارند و به او محبت بورزند و كانون گرم و اطمینان بخشی را برایش پدید آورند تا در پرتو آن با دنیای پر جاذبه بیرون آشنا گردد. اكسیر محبت و دوستی درمان بسیاری از نگرانی ها و بیماری های روحی و روانی و حتی جسمانی كودك است. (8)
در احادیث رسیده از اهل بیت(علیهم السلام) نیز بر محبت به فرزند بسیار تأكید شده است. رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: "احبوا الصبیان و ارحموهم"(9) كودكان را دوست بدارید و به آن ها محبت ورزید. در روایت دیگری از امام صادق(علیه السلام) به حكایت از حضرت موسی چنین آمده است: "موسی بن عمران گفت: پروردگارا، كدام عمل نزد تو برتر است؟ فرمود: دوست داشتن كودكان، زیرا فطرت آنان را بر فطرت و یگانگی خودم آفریده ام."(10)
از این گونه روایات فراوان است و از آن ها فهمیده می شود كه یكی از وظایف مهم والدین محبت و دوستی با فرزند است. كودك در اثر محبت پدر و مادر احساس امنیت می كند و این را درك می نماید كه پشتوانه قوی در زندگی دارد; از این رو، چنین كودكانی اعتماد به نفس پیدا می كنند و افراد مستقل و با اراده ای بار می آیند.
تا این جا به برخی وظایف والدین در قبال فرزند اشاره شد، امید است كه مورد استفاده مربیان كودك و پدران و مادران عزیز قرار گیرد. البته وظایف والدین بیش از این ها است و روایات فراوانی هم در این زمینه وجود دارد.
منابع كمكی:
1ـ تربیت كودك از دیدگاه اسلام، مجید رشید پور، تهران، انجمن اولیا و مربیان، 1374.
2ـ رفتار والدین با فرزندان، محمد علی سادات، تهران، انجمن اولیا و مربیان، 1374.
3ـ خانه و مدرسه، سید احمد زرهانی. عزیز الله تاجیك، تهران، انجمن اولیا و مربیان، 1374.
4ـ شیوه های صحیح امر به معروف و نهی از منكر، تهران، سازمان تبلیغات، دادسرای انقلاب، 1369.
5ـ نقش اسوه ها در تربیت، مصطفی عباس مقدم، تهران، سازمان تبلیغات، 1371.
6ـ شخصیت كودك، ل. ق استروسكا، ترجمه اصغرزاده، تهران، انتشارات دنیا، 1368.
7ـ روان شناسی تربیتی، غلام علی افروز، تهران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان، 1372.
8ـ اسلام و تعلیم و تربیت، محمد باقر حجتی، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، 1370.
9ـ روان شناسی تربیتی، علی شریعتمداری، تهران، امیركبیر، 1374.
10ـ پرورش در پرتو نیایش، حسنعلی نوریها، قم، دارالفكر، 1372.
11ـ تعلیم و تربیت و مراحل آن، غلام حسین شكوهی، مشهد، آستان قدس رضوی، 1371.
12ـ روان شناسی نوجوانان و جوانان، سید احمد احمدی، تهران، انتشارات مشعل، 1373.
پی نوشت ها:
1- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 75، ص 38، حدیث 36.
2- تحریم، 6، ترجمه، آیت الله مكارم شیرازی.
3- بحارالانوار، ج 6، 24 ; محجة البیغاء، ج 2، ص 66.
4- نهج البلاغه، كلمات قصار، ش 339.
5- رم، 24
6- شعاری نژاد، روان شناسی رشد، تهران، انتشارات اطلاعات، 1372، ص 358ـ 366.
7- ابراهیم امینی، آیین تربیت، ص 101.
8- محمد جوادی طبسی، حقوق فرزندان در مكتب اهل بیت(ع)، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1376، ص 81 .
9- فروع كافی، ج 6، ص 49.
10- مستدرك الوسایل، ج 15، ص 114و




نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 23 اسفند 1391 :: نویسنده : گربه & مقداد

دارای آثار و فواید زیادی است که بعضی از مهم‌ترین فواید آن عبارت‌اند از:

الف) فایدهی حجاب در بُعد فردی:
یکی از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردی، ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه است که یکی از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسی است؛ در مقابل، فقدان حجاب و آزادی معاشرت
های بیبندوبار میان زن و مرد، هیجانها و التهابهای جنسی را فزونی میبخشد. غریزه‌ی جنسی، غریزهای نیرومند، عمیق و دریا صفت است که هرچه بیش‌تر اطاعت شود بیش‌تر سرکش میگردد؛ هم‌چون آتشی که هرچه هیزم آن زیادتر شود شعلهورتر میگردد. بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بیحیایی و برهنگی، اطاعت از غریزه‌ی جنسی بیش‌تر شده. این مطلب پاسخ روشن و قاطع به افرادی است که قایلاند همه‌ی گرفتاری‌هایی که در کشورهای اسلامی و شرقی بر سر غریزه‌ی جنسی وجود دارد، ناشی از محدودیتهاست؛ و اگر به کلی هرگونه محدودیتی برداشته شود و روابط جنسی آزاد شود، این حرص و ولعی که وجود دارد، از بین میرود.

البته از این افراد باید پرسید؛ آیا غرب که محدودیت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته است، حرص و ولع جنسی در بین آنان فروکش کرده است یا افزایش یافته است؟! پاسخ هر انسان واقعبین و منصفی به این سؤال این است که نه تنها حرص و ولع جنسی در غرب افزایش یافته است، بلکه هر روز شکلهای جدیدتری از تمتّعات و بهرهبرداریهای جنسی در آنها رواج و رسمیت مییابد.
یکی از زنان غربی منصف، وضعیت جامعه
ی غرب را در مواجهه با غریزهی جنسی اینگونه توصیف کرده است:
کسانی می‌گویند مسئله‌ی غریزه‌ی جنسی و مشکل زن و حجاب در جوامع غربی حل شده است؛ آری، اگر از زن روی‌گرداندن و به بچه و سگ و یا هم‌جنس روی آوردن حل مسئله است، البته مدتی است این راه حل صورت گرفته است!!

ب)فایدهی حجاب در بُعد خانوادگی:
یکی از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگی، اختصاص یافتن التذاذهای جنسی، به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، باعث پیوند و اتصال قوی‌تر زن و شوهر، و در نتیجه استحکام بیش‌تر کانون خانواده می
گردد؛ و برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده است. یکی از نویسندگان، تأثیر برهنگی را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان کرده است:

در جامعهای که برهنگی بر آن حاکم است، هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه است؛ مقایسه‌ی آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ریشه‌ی خانوده را میسوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن میزند. زنی که بیست یا سی سال در کنار شوهر خود زندگی کرده و با مشکلات زندگی جنگیده و در غم و شادی او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهرهاش شکفتگی خود را از دست میدهد و روی در خزان میگذارد. در چنین حالی که سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است، ناگهان زن جوانتری از راه میرسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسهای میدهد؛ و این مقدمهای میشود برای ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امید زَنی که جوانی خود را نیز بر باد داده است؛ و همه‌ی خواهران جوان لابد میدانند که هیچ جوانی نیست که به میانسالی و پیری نرسد و لابد میدانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوت‌اند در فردای بیطراوتی آنان، باز هم جوانانی هستند که بتوانند برای خانواده‌ی فردای آنها، همان خطری را ایجاد کنند که خود آنان امروز برای خانوادهها ایجاد میکنند.

ج)فایدهی حجاب در بُعد اجتماعی :
یکی از فواید مهم حجاب در بُعد اجتماعی، حفظ و استیفای نیروی کار در سطح جامعه است. در مقابل، بی
حجابی و بدحجابی باعث کشاندن لذتهای جنسی از محیط و کادر خانواده به اجتماع، و در نتیجه، تضعیف نیروی کار افراد جامعه میگردد. بدون تردید، مردی که در خیابان، بازار، اداره، کارخانه و … همواره با قیافههای محرّک و مهیّج زنان بدحجاب و آرایش کرده مواجه باشد، تمرکز نیروی کار او کاهش مییابد. برخلاف نظامها و کشورهای غربی، که میدان کار و فعالیتهای اجتماعی را با لذتجوییهای جنسی درهم میآمیزند،اسلام میخواهد با رعایت حجاب و پوشش، محیط اجتماع از اینگونه لذتها پاک شده، و لذتهای جنسی، فقط در کادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود.

د)فایدهی حجاب در بُعد اقتصادی :
استفاده از حجاب و پوشش، به ویژه در شکل چادر مشکی، به دلیل سادگی و ایجاد یکدستی در پوشش بانوان در بیرون منزل، می
تواند از بُعد اقتصادی نیز تأثیر مثبت در کاهش تقاضاهای مدپرستی بانوان داشته باشد؛ البته به شرط اینکه خود چادر مشکی دست‌خوشِ این تقاضاها نگردد. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستی در چادرهای مشکی نیز مشاهده میگردد، به گونه ای که برخی از بانوان به جای استفاده از چادرهای مشکی متین و باوقار، به چادرهای مشکی، توری، نازک و دارای طرحهای جِلف و سبک که با هدف و فلسفه حجاب و پوشش تناسبی ندارند روی میآورند.یکی از دانشجویان محجبه درباره‌ی رواج فرهنگ مدگرایی در خاطرات قبل از انقلاب خود گفته است:
یادم می‌آید آن وقت‌ها که حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود که به خانه‌ی کسی بروم، لباسی را که امروز پوشیده بودم، حاضر نمی‌شدم فردا بپوشم! احساس می‌کردم مسخره است و سعی داشتم حتی اگر شده، لباس دیگران را به عاریه بگیرم و بپوشم، تا من هم با لباس جدیدی رفته باشم. این کارها واقعاً رفاه حال و راحتی را از خانم‌ها سلب کرده بود. علاوه بر فواید یاد شده، به طور فهرست
وار فواید و آثار دیگری نیز برای حجاب و پوشش میتوان نام برد، که مهمترین آنها عبارتند از:
ـ حفظ ارزش
های انسانی؛ مانند عفت، حیا و متانت در جامعه و کاهش مفاسد اجتماعی.
ـ هدایت،کنترل و بهره
مندی صحیح و مطلوب از امیال وغرایز انسانی.
ـ تأمین و تضمین سلامت و پاکی نسل افراد جامعه.





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 اسفند 1391 :: نویسنده : گربه & مقداد


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
درباره وبلاگ

با سلام به بهشت ما خوش آمدین
ساعات خوشی رو در این بلاگ
براتون آرزو میکنیم .
لطفاً مطالب رو کپی نکنید.
با انتقاد و پیشنهادتون
خوشحال و راهنماییم کنید .
مدیر وبلاگ : گربه & مقداد
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :