رؤیای خیس
به تازگی باران
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
من الویت چندم نیستم
منو باید وسط سرشلوغیات بخواى
وقتى دورت شلوغه و دستت بند
منو واسه اوقات بی حوصلگى و بیكاریت كنار نذار
ذخیره نگهم ندار كه وقتى بقیه نیستن باشم
واسه من 
واسه خاطر كنار من بودن
اگه وسط مشغله هات جا بازكردى و فلان قرارو كنسل كردى، حسابه
اگه وسط روز،لاى سرشلوغیات دلت هوامو كرد و تنگ شد برام، حسابه
وگرنه آخر شب ها كه رو تخت دراز كشیدى و خوابیده هیاهوى دورت، همه بلدن بگن دلم تنگ شده
همه بلدن بگن دوستت دارم
منو 
بودنمو
ذخیره نكن برای بعد
بعضى چیزا، با ذخیره كردن زیاد نمیشن
تموم میشن، حروم میشن
مثل چایى كه سرد میشه و میوفته از دهن...









نوع مطلب : درد و دل، روانشناسی و فلسفی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1 خرداد 1397 :: نویسنده : گربه & مقداد
میخواهم برگردم...
به روزهایِ خوبی...
که مادربزرگ زنده بود...
که پدربزرگ، نفس می کشید...
برگردم به حیاطِ قدیمیِ ساده ای!
که همیشه ی خدا... بویِ کاهگِل و شمعدانی می داد...
رویِ حاشیه ی حوضِ آبی رنگِ میان حیاط بنشینم و آب بازی کنم...
خیس شوم،
آنقدر که غصه و بی مهری ها از جسمِ خسته ام پاک شود...
می خواهم به روزگاری برگردم که سفره ی ساده ی مادربزرگ، انگار به اندازه ی آسمان، وسعت داشت ...
و هیچکس از سادگیِ غذا 
یا کوچکیِ اتاق، شکایت نمی کرد!
آن روزها همه چیز بی تکلف و دلنشین بود...
همه مان بی توقع، خوش بودیم...
بدونِ چشم داشت، محبت میکردیم...
و از تهِ دل می خندیدیم...
دلم برایِ خنده هایِ بی ریایم...
برایِ دلخوشیِ ساده ی آن روزهایم تنگ شده...
پدربزرگم رفت ... مادربزرگم رفت ...
و آن دورهمی هایِ جانانه...
به خاطرات پیوست...
روزهایِ خوب بر نمی گردند...
افسوس...
ما برایِ بزرگ شدنمان
بهایِ سنگینی پرداختیم...

 #نرگس_صرافیان






نوع مطلب : درد و دل، روانشناسی و فلسفی، ادبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : گربه & مقداد
گاهی سخت میشوم و متعجب
 
که چرا من در بین این همه انسان

اما وقتی یادت آرامم می کند

محکم به خود می گویم نترس او هست

و جبران تمام دردهای نشسته بر قلب چهل تکه ات

همانی که مادر بزرگ با دستان چروک و لرزان تکه هایش را 

کنار هم جفت و جور می کرد و به زیبایی آن تکه پارچه های کوچک را که از کف دستان

 آن موقع که هفت ، هشت بیشتر نداشتم کوچکتر بود در کنار هم چفت می کرد و دوک

 میزد چه

 ماهرانه و باحوصله ، چیزی که این روز ها در من پیدا نمی شود، اما آن موقع مادربزرگ

 بهترین اثر هنری اش را خلق می کرد آهسته و سخت و زمان بر 

خدایا تو نیز با قلب من این گونه رفتار می کنی ؛ میدوزی هر تکه اش را آرام و باحوصله

حتی با حوصله تر از مادر بزرگ و خلق می کنی بهترین اثر هنری ات را 

مادر بزرگ سال هاست که دیگر نیست 

اما آن چهل تکه که نه ،  اگر به شمارش باشد 500 را هم رد می کند هنوز از او به

یادگار مانده است.

 بارالهی می دانم می خواهی کاری کنی که اگر من هم بروم چهل تکه دست دوزت در

 این جهان به یادگار بماند تا روز موعود و صور اسرافیل 

و این سوزش از سوزنیست که به چهل تکه وجودم فرو می کنی اما هر تکه اش چه

متصل چه منفصل تو را صدا می زند می خواهمت خدا


پ،ن:فرا رسیدن ماه مهمانی خدارو تبریک میگم.

نویسنده:گربه








نوع مطلب : درد و دل، مناسبتی، مذهبی، علمی، 
برچسب ها : رمضان، درد و دل،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : گربه & مقداد
مسافری در یک روز سرد و بارانی کنار خیابان ایستاده بود تا تاکسی سوار شود. در همین لحظه یک ماشین مدل بالا از کنارش عبور کرد... غصه خورد و با خودش گفت که ای کاش من هم ماشینی داشتم تا مجبور نبودم که تاکسی سوار شوم ...

در همین لحظه رهگذر دیگری که به سمت ایستگاه اتوبوس میرفت با دیدن آن مسافر که منتظر تاکسی بود به فکر فرو رفت و با خودش گفت ای کاش من هم پول به مقدار کافی داشتم که تاکسی میگرفتم و دیگر مجبور نبودم در شلوغی اتوبوس سر پا بایستم تا به مقصد برسم و ... به ایستگاه رسید و منتظر اتوبوس نشست...

در همین لحظه رهگذر دیگری که پیاده بود او را در ایستگاه اتوبوس دید و با خودش گفت که ای کاش من هم کمی پول داشتم تا حداقل میتوانستم سوار اتوبوس شوم، بجای اینکه تا خانه مسیر را پیاده طی کنم...
در همین آن شخصی را دید که روی ولیچر نشسته بود و ...

ای کاش ما انسانها پیش از اینکه حسرت چیزهایی که دیگران دارند را بخوریم، کمی به نعمتهایی که نزد خودمان است دقت میکردیم.


مسافری در یک روز سرد و بارانی کنار خیابان ایستاده بود تا تاکسی سوار شود. در همین لحظه یک ماشین مدل بالا از کنارش عبور کرد... غصه خورد و با خودش گفت که ای کاش من هم ماشینی داشتم تا مجبور نبودم که تاکسی سوار شوم ...

در همین لحظه رهگذر دیگری که به سمت ایستگاه اتوبوس میرفت با دیدن آن مسافر که منتظر تاکسی بود به فکر فرو رفت و با خودش گفت ای کاش من هم پول به مقدار کافی داشتم که تاکسی میگرفتم و دیگر مجبور نبودم در شلوغی اتوبوس سر پا بایستم تا به مقصد برسم و ... به ایستگاه رسید و منتظر اتوبوس نشست...

در همین لحظه رهگذر دیگری که پیاده بود او را در ایستگاه اتوبوس دید و با خودش گفت که ای کاش من هم کمی پول داشتم تا حداقل میتوانستم سوار اتوبوس شوم، بجای اینکه تا خانه مسیر را پیاده طی کنم...
در همین آن شخصی را دید که روی ولیچر نشسته بود و ...

ای کاش ما انسانها پیش از اینکه حسرت چیزهایی که دیگران دارند را بخوریم، کمی به نعمتهایی که نزد خودمان است دقت میکردیم.


آپلود عکس




نوع مطلب : درد و دل، روانشناسی و فلسفی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 30 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد
آپلود عکس


گاهی وقتا خیلی دلم می گیره از آدما که این قدر نامرد و بی معرفت و پر توقعا  بعضی موقعیت ها پیش میاد که مارو احمق فرض می کنن و خودشون رو زرنگ اما 
اون بالایی خوب مکر حیله و دست انداختن رو به خودشون بر می گردونه خدا جای حق نشسته تنها امیدم به اون بالایی بوده و هست.





نوع مطلب : درد و دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 29 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد
نمی خواهم خدایم بیکران باشد

 نمی خواهم عظیم و قادر و رحمان

 نمی خواهم که باشد این چنین آخر

 خدا را لمس باید کرد

 نگو کفر است 

 خدا را می توان در باوری جا داد

که در احساس و ایمان غوطه ور باشد

خدا را می توان بویید

 و این احساس شیرینی است 

 نگو کفر است

که کفر این است

 که ما از بیکران مهربانیها

برای خود 

خدایی لامکان و بی نشان سازیم

 خدا را در زمین و آسمان جستن

 ندارد سودی ای آدم

 تو باید عاشقش باشی

 و باید گوش بسپاری

 به بانگ هستی و عالم

 که در هر خانه ای آخر خدایی هست

 نگو کفر است

 اگر من کافرم !! باشد 

 نمی خواهم خدایا زاهدی چون دیگران باشم 

 نمی خواهم خدایم را

 به قدیسی بدل سازم

 که ترسی باشد از او در دل و جانم

 نگو کفر است

که سوگند یاد کردم من

به خاک و آب و آتش بارها ای دوست

 خدا زیباترین معشوق انسانهاست

خدا را نیست همزادی 

که او یکتاترین

عاشق ترین

معبود انسانهاست ...

آپلود عکس




نوع مطلب : عاشقونه، درد و دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 29 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد
خدایا
دلم باز امشب گرفته
بیا تا کمی با تو صحبت کنم
بیا تا دل کوچکم را
خدایا فقط با تو قسمت کنم

خدایا بیا پشت آن پنجره
که وا می شود رو به سوی دلم
بیا پرده ها را کناری بزن
که نورت بتابد به روی دلم

خدایا کمک کن به من
نردبانی بسازم
و با آن بیایم به شهر فرشته
همان شهر دوری که بر سر در آن
کسی اسم رمز شما را نوشته

خدایا کمک کن
که پروانه شعر من جان بگیرد
کمی هم به فکر دلم باش
مبادا بمیرد

خدایا دلم را
که هرشب نفس می کشد در هوایت
اگرچه شکسته
شبی می فرستم برایت

آپلود عکس




نوع مطلب : درد و دل، عاشقونه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد
"قلب"
مهمانخانه نیست
که آدمها بیایند ، دو سه ساعت یا دو سه روز در آن بمانند
و بعد بروند ...

"قلب"
 لانه ی گنجشک نیست
که  در بهار ساخته شود
و در پاییز
 باد آن را با خودش ببرد ...

"قلب"
راستش نمیدانم چیست ...
 اما این را میدانم که فقط جای آدمهای خیلی خوب است ...

"قلب"
چاه دلخوری نیست
که به وقت بدخلقی ، سنگریزه ای بیندازی
تا صدای افتادنش را بشنوی..!

"قلب"
آیینه ای ست که با هر شکستن، چند تکه میشود
و  یکپارچگی اش از هم می پاشد ...

"قلب"
قاصدکی ست که اگر پرهایش را بچینی،
دیگر به آسمان اوج نمیگیرد ...

"قلب"
برکه ای ست که آرامشش به یک نگاه بهم میخورد ...

"قلب"
اگر بتواند کسی را دوست بدارد،
خوبی ها و حتی زخم زبانهایش را نقش دیوارش میکند ...

حال ،
اینکه قلب چیست، بماند...!

فقط این را میدانم؛
"قلب"
وسعتی دارد به اندازه ی حضور خدا ...
من مقدس تر از قلب ، سراغ ندارم ...


آپلود عکس

بخشی از کتاب "یک عاشقانه آرام"
نوشته "نادر ابراهیمی"




نوع مطلب : درد و دل، عاشقونه، روانشناسی و فلسفی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد
اگر میخواهی قدرتمند شوی ، دیگران را قدرتمند کن.

اگر توانایی مهارتی را داری به دیگران هدیه کن.

اگر صاحب علمی هستی به دیگران بیاموز.

اگر صدای خسته ای شنیدی ، دستان قلبش را بگیر.

این روزها بی مهابا از کنار یکدیگر عبور میکنیم.

به دوستانت این بار زنگ بزن و فقط حالشان را بپرس .

نه برای درخواستی و خواهشی،فقط و فقط برای انسانیت و محبت .

به یکدیگر رحم کنیم! خداوند بر ما رحم میکند ...

اکنون چشمانت را ببند و برای همه آنانی که آرزویی دارند ، بخواه تا به خواسته هایشان برسند.

من برای تو از عمق وجودم دعا میکنم تا هر آنچه بر دلت نشسته به لطف خدا برآورده شود.

تو هم دعا کن برای آرزوهای دیگران ...

آنــوقت خواهی دید چگونه گره زندگی ات گشوده میشود.

به خدایی که تو را باور دارد ، اعتماد داشته باش.

تو رسالتی عظیم بر دوش داری. فقط دعا کافی نیست. حرکت کن

آپلود عکس




نوع مطلب : درد و دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد

آپلود عکس


یه روز میام جلوی دخترمو بهش میگم.....

  فرشته کوچولو..... 

 اون دستایی که الان تو دستای کوچولوت میگیری... 

 اول توی دستای من بود...  

اون صورتی که تو

 بین دو تا دستات میگیری و روی ته ریششو بوس میکنی.. 

 اول جای لبای من بود... 
 
اون سینه ای که سرتو روش میزاری و خودتو لوس میکنی براش.. 

 جاییه که من روش اروم میشم...  

اونی که تو بهش میگی بابایی...
  
کل زندگی مامانته..
 
 این اقا عشق منه... 
 
هیچوقت رو حرفش حرف نیار...  

نبینم بهش بی احترامی  کنی..  

من و تو امید بابایی هستیم...  

هیچوقت عصبانیش نکنیا...  

اخه اگه اون نباشه دیگه مامانتم تو این دنیا نیست....




نوع مطلب : درد و دل، عاشقونه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 24 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد
آپلود عکس

مــــــرد که تـــــــــو باشی زن بودن خــوب است

از میان تمـــام مـذکرهای دنیــــا فقط کافیــست

پای تـــــــــو در میان باشـــد

نمــی دانی برای تــــــــو

خانـــم بودن چـــه لذتــی دارد ...




نوع مطلب : عاشقونه، درد و دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد


آپلود عکس




نوع مطلب : درد و دل، روانشناسی و فلسفی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد
آپلود عکس

سلام صبح تمام دوستان گلم بخیر به بلاگ رویای خیس خوش اومدید .روز زیبایی براتون آرزو مندم




نوع مطلب : درد و دل، روانشناسی و فلسفی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد




آپلود عکس



قبول دارین بعضی وقتا دلیل سرگیجه هامون چرخش زمین نیست، بلکه چرخش 180 درجه ای آدماست...




نوع مطلب : روانشناسی و فلسفی، درد و دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 18 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد
آپلود عکس




نوع مطلب : درد و دل، روانشناسی و فلسفی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 18 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد


( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
درباره وبلاگ

با سلام به بهشت ما خوش آمدین
ساعات خوشی رو در این بلاگ
براتون آرزو میکنیم .
لطفاً مطالب رو کپی نکنید.
با انتقاد و پیشنهادتون
خوشحال و راهنماییم کنید .
مدیر وبلاگ : گربه & مقداد
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :