تبلیغات
رؤیای خیس - مطالب هفته چهارم مرداد 1394
رؤیای خیس
به تازگی باران
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
این شعر فوق العاده زیبا رو شاید شنیده باشید ، اما واقعا ارزش بارها خوندن رو داره
تقدیم به همه ی رویای خیسی های عزیز


آپلود عکس

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پر ز لیلا شد دل پر آه او 

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای 

نشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم مکن

مردِ این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو … من نیستم !

گفت: ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پنهان و پیدایت منم 

سال ها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی 

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یک جا باختم 

کردمت آواره صحرا نشد
گفتم عاقل می شوی اما نشد 

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر میزنی
در حریم خانه ام در میزنی 

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بیقرارت کرده بود

مرد راهم باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم
 

شعر از : مرتضی عبداللهی




نوع مطلب : عاشقونه، ادبی، اشعار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 30 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد
مسافری در یک روز سرد و بارانی کنار خیابان ایستاده بود تا تاکسی سوار شود. در همین لحظه یک ماشین مدل بالا از کنارش عبور کرد... غصه خورد و با خودش گفت که ای کاش من هم ماشینی داشتم تا مجبور نبودم که تاکسی سوار شوم ...

در همین لحظه رهگذر دیگری که به سمت ایستگاه اتوبوس میرفت با دیدن آن مسافر که منتظر تاکسی بود به فکر فرو رفت و با خودش گفت ای کاش من هم پول به مقدار کافی داشتم که تاکسی میگرفتم و دیگر مجبور نبودم در شلوغی اتوبوس سر پا بایستم تا به مقصد برسم و ... به ایستگاه رسید و منتظر اتوبوس نشست...

در همین لحظه رهگذر دیگری که پیاده بود او را در ایستگاه اتوبوس دید و با خودش گفت که ای کاش من هم کمی پول داشتم تا حداقل میتوانستم سوار اتوبوس شوم، بجای اینکه تا خانه مسیر را پیاده طی کنم...
در همین آن شخصی را دید که روی ولیچر نشسته بود و ...

ای کاش ما انسانها پیش از اینکه حسرت چیزهایی که دیگران دارند را بخوریم، کمی به نعمتهایی که نزد خودمان است دقت میکردیم.


مسافری در یک روز سرد و بارانی کنار خیابان ایستاده بود تا تاکسی سوار شود. در همین لحظه یک ماشین مدل بالا از کنارش عبور کرد... غصه خورد و با خودش گفت که ای کاش من هم ماشینی داشتم تا مجبور نبودم که تاکسی سوار شوم ...

در همین لحظه رهگذر دیگری که به سمت ایستگاه اتوبوس میرفت با دیدن آن مسافر که منتظر تاکسی بود به فکر فرو رفت و با خودش گفت ای کاش من هم پول به مقدار کافی داشتم که تاکسی میگرفتم و دیگر مجبور نبودم در شلوغی اتوبوس سر پا بایستم تا به مقصد برسم و ... به ایستگاه رسید و منتظر اتوبوس نشست...

در همین لحظه رهگذر دیگری که پیاده بود او را در ایستگاه اتوبوس دید و با خودش گفت که ای کاش من هم کمی پول داشتم تا حداقل میتوانستم سوار اتوبوس شوم، بجای اینکه تا خانه مسیر را پیاده طی کنم...
در همین آن شخصی را دید که روی ولیچر نشسته بود و ...

ای کاش ما انسانها پیش از اینکه حسرت چیزهایی که دیگران دارند را بخوریم، کمی به نعمتهایی که نزد خودمان است دقت میکردیم.


آپلود عکس




نوع مطلب : درد و دل، روانشناسی و فلسفی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 30 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد

کسی هرگز نمی داند چه سازی میزند فردا

 

چه می دانی تو از امروز‌‌‌‌ چه می دانم من از فردا

 

همین یک لحظه را دریاب که فردا قصه اش فرداست


آپلود عکس





نوع مطلب : عاشقونه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 29 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد
آپلود عکس


گاهی وقتا خیلی دلم می گیره از آدما که این قدر نامرد و بی معرفت و پر توقعا  بعضی موقعیت ها پیش میاد که مارو احمق فرض می کنن و خودشون رو زرنگ اما 
اون بالایی خوب مکر حیله و دست انداختن رو به خودشون بر می گردونه خدا جای حق نشسته تنها امیدم به اون بالایی بوده و هست.





نوع مطلب : درد و دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 29 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد
نمی خواهم خدایم بیکران باشد

 نمی خواهم عظیم و قادر و رحمان

 نمی خواهم که باشد این چنین آخر

 خدا را لمس باید کرد

 نگو کفر است 

 خدا را می توان در باوری جا داد

که در احساس و ایمان غوطه ور باشد

خدا را می توان بویید

 و این احساس شیرینی است 

 نگو کفر است

که کفر این است

 که ما از بیکران مهربانیها

برای خود 

خدایی لامکان و بی نشان سازیم

 خدا را در زمین و آسمان جستن

 ندارد سودی ای آدم

 تو باید عاشقش باشی

 و باید گوش بسپاری

 به بانگ هستی و عالم

 که در هر خانه ای آخر خدایی هست

 نگو کفر است

 اگر من کافرم !! باشد 

 نمی خواهم خدایا زاهدی چون دیگران باشم 

 نمی خواهم خدایم را

 به قدیسی بدل سازم

 که ترسی باشد از او در دل و جانم

 نگو کفر است

که سوگند یاد کردم من

به خاک و آب و آتش بارها ای دوست

 خدا زیباترین معشوق انسانهاست

خدا را نیست همزادی 

که او یکتاترین

عاشق ترین

معبود انسانهاست ...

آپلود عکس




نوع مطلب : عاشقونه، درد و دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 29 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد
یاد من باشد فردا دم صبح
جور دیگر باشم
بد نگویم به هوا ، آب ، زمین
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت
خانه ی دل بتکانم از غم
و به دستمالی از جنس گذشت ،
بزدایم دیگر، تار کدورت از دل
مشت را باز کنم، تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش
دست در دست زمان بگذارم

یاد من باشد فردا دم صبح
به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم
و به انگشت ، نخی خواهم بست
تا فراموش نگردد فردا
زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
گرچه دیر است ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ، شاید
به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم در دل
لحظه را دریابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانیِ خودم عرضه کنم
یک بغل عشق از آنجا بخرم

یاد من باشد فردا حتما
به سلامی، دل همسایه ی خود شاد کنم
بگذرم از سر تقصیر رفیق ، بنشینم دم در
چشم بر کوچه بدوزم با شوق
تا که شاید برسد همسفری ، ببرد این دل ما را با خود
و بدانم دیگر قهر هم چیز بدیست

یاد من باشد فردا حتما
باور این را بکنم، که دگر فرصت نیست
و بدانم که اگر دیر کنم، مهلتی نیست مرا
و بدانم که شبی خواهم رفت
و شبی هست که نیست پس از آن فردایی


یاد من باشد
باز اگر فردا، غفلت کردم
آخرین لحظه ی از فردا شب ،
من به خود باز بگویم
این را
مهربان باشم با مردم شهر
و فراموش کنم هر چه گذشت ...

***

شعر : استاد فریدون مشیری


آپلود عکس




نوع مطلب : عاشقونه، ادبی، اشعار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 29 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد
خدایا
دلم باز امشب گرفته
بیا تا کمی با تو صحبت کنم
بیا تا دل کوچکم را
خدایا فقط با تو قسمت کنم

خدایا بیا پشت آن پنجره
که وا می شود رو به سوی دلم
بیا پرده ها را کناری بزن
که نورت بتابد به روی دلم

خدایا کمک کن به من
نردبانی بسازم
و با آن بیایم به شهر فرشته
همان شهر دوری که بر سر در آن
کسی اسم رمز شما را نوشته

خدایا کمک کن
که پروانه شعر من جان بگیرد
کمی هم به فکر دلم باش
مبادا بمیرد

خدایا دلم را
که هرشب نفس می کشد در هوایت
اگرچه شکسته
شبی می فرستم برایت

آپلود عکس




نوع مطلب : درد و دل، عاشقونه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد
"قلب"
مهمانخانه نیست
که آدمها بیایند ، دو سه ساعت یا دو سه روز در آن بمانند
و بعد بروند ...

"قلب"
 لانه ی گنجشک نیست
که  در بهار ساخته شود
و در پاییز
 باد آن را با خودش ببرد ...

"قلب"
راستش نمیدانم چیست ...
 اما این را میدانم که فقط جای آدمهای خیلی خوب است ...

"قلب"
چاه دلخوری نیست
که به وقت بدخلقی ، سنگریزه ای بیندازی
تا صدای افتادنش را بشنوی..!

"قلب"
آیینه ای ست که با هر شکستن، چند تکه میشود
و  یکپارچگی اش از هم می پاشد ...

"قلب"
قاصدکی ست که اگر پرهایش را بچینی،
دیگر به آسمان اوج نمیگیرد ...

"قلب"
برکه ای ست که آرامشش به یک نگاه بهم میخورد ...

"قلب"
اگر بتواند کسی را دوست بدارد،
خوبی ها و حتی زخم زبانهایش را نقش دیوارش میکند ...

حال ،
اینکه قلب چیست، بماند...!

فقط این را میدانم؛
"قلب"
وسعتی دارد به اندازه ی حضور خدا ...
من مقدس تر از قلب ، سراغ ندارم ...


آپلود عکس

بخشی از کتاب "یک عاشقانه آرام"
نوشته "نادر ابراهیمی"




نوع مطلب : درد و دل، عاشقونه، روانشناسی و فلسفی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد
اگر میخواهی قدرتمند شوی ، دیگران را قدرتمند کن.

اگر توانایی مهارتی را داری به دیگران هدیه کن.

اگر صاحب علمی هستی به دیگران بیاموز.

اگر صدای خسته ای شنیدی ، دستان قلبش را بگیر.

این روزها بی مهابا از کنار یکدیگر عبور میکنیم.

به دوستانت این بار زنگ بزن و فقط حالشان را بپرس .

نه برای درخواستی و خواهشی،فقط و فقط برای انسانیت و محبت .

به یکدیگر رحم کنیم! خداوند بر ما رحم میکند ...

اکنون چشمانت را ببند و برای همه آنانی که آرزویی دارند ، بخواه تا به خواسته هایشان برسند.

من برای تو از عمق وجودم دعا میکنم تا هر آنچه بر دلت نشسته به لطف خدا برآورده شود.

تو هم دعا کن برای آرزوهای دیگران ...

آنــوقت خواهی دید چگونه گره زندگی ات گشوده میشود.

به خدایی که تو را باور دارد ، اعتماد داشته باش.

تو رسالتی عظیم بر دوش داری. فقط دعا کافی نیست. حرکت کن

آپلود عکس




نوع مطلب : درد و دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد
1. همه چیز را آنطور که هست بپذیر.
2. صرفا به خاطر لذت بردن و خوشی کردن دنبال آن مباش.
3. تحت هیچ شرایطی به یک احساس جزئی وابسته مشو.
4. در مورد خودت با خونسردی و به سادگی فکر کن و در مورد جهان، عمیقا.
5. در طول زندگی به امیال خود وابسته مباش.
6. از آنچه کرده ای پیشمان مباش.
7. هیچ گاه حسودی مکن.
8. از یک جدایی خود را غمگین مکن.
9. تنفر و گله مندی نه برای خود سودمند است نه دیگران.
10. به خودت اجازه مده که دنباله رو احساس عشق یا هوست باشی.
11. هیچ چیز را در ارجحیت مگذار.
12. نسبت به محلی که زندگی می کنی بی تفاوت باش.
13. به دنبال طعم غذاهای خوب و دلچسب مباش.
14. اموالی که به آنها احتیاج نداری را نزد خود نگه داری مکن.
15. در اعمال خود از اعتقادات مرسوم و عادی پیروی مکن.
16. سلاح جمع آوری نکن و یا زمانی که به درد نمی خورد، از آن استفاده ای مکن.
17. از مرگ نهراس.
18. به دنبال انباشتن ملک و طعام در پیری مباش.
20. ممکن است جانت را از دست دهی ولی باید عزت و احترام خود را حفظ کنی.
21. از راه "منحرف" مشو.

آپلود عکس




نوع مطلب : روانشناسی و فلسفی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد

رشد نیلوفر در مرداب

اثبات این نکته است ...

 

میتوان در بدترین شرایط بهترین بود.


آپلود عکس





نوع مطلب : روانشناسی و فلسفی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد

سلام علیکم

ایران اسلامی دوران سخت و طاقت فرسای جنگ تحمیلی را با عزت و اقتدار پیمود، ایرانی كه زنان و مردان غیور آن برای فردای بهتر با دل و جان در مقابل دشمنان ایستادند...ایرانی كه جوانان ان در برابر آتش سراسر خشم دشمن سینه سپر كردند...ایرانی كه مردمانش برای استقلال و آزادی جان خود را تقدیم انقلاب كردند...ایرانی كه مردمانش به ندای رهبر خود لبیك گفتند و تا پای جان برای شرف و ناموس خود، برای عزت و سربلندی خود و برای امنیت و آسایش خود در برابر نامردان تاریخ ایستادند...

ایرانم ، ای وطنم، ای سرزمین مقدس ، بنگر به غیرت و جان فشانی مردمانت ...بنگر به زنان و مردان دلیرت...بنگر به مردمانت كه چگونه تا اخرین نفس در برابر دشمن تا دندان مسلح ایستادند...بنگر به شهدای گرانقدرت كه چگونه با خون خود انقلاب اسلامی را به سرمنزل مقصود رساندند... بنگر به آزادگان سرافرازت كه چگونه سختی ها، مشقت ها، رنج ها و دوری ها را در راه دفاع از مرزهایت تحمل كردند...

درود بر شما آزاده عزیز كه با تحمل شكنجه ها و صبر و بردباری در برابر سختی های دوران اسارت در زندان های مخوف رژیم بعث آن هم در فضایی آكنده از عطر كربلای حسینی سرزمینی كه هنوز طنین زنگ كاروان اسیران اهل بیت را در یاد و خاطره خود دارداز نخستین سپیده های بازگشت به وطن تاكنون همواره منشاء خیر، بركت و سربلندی بوده اید.

اینجانب این روز عزیز را به شما تبریك عرض نموده ، از خداوند منان برای جنابعالی و خانواده محترمتان كه همواره یار و یاورتان بوده اند آرزو ی سلامتی و توفیق را دارم.

آپلود عکس





نوع مطلب : مناسبتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 26 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد
آپلود عکس




نوع مطلب : روانشناسی و فلسفی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 26 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد
آپلود عکس




نوع مطلب : روانشناسی و فلسفی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 26 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد
آپلود عکس




نوع مطلب : روانشناسی و فلسفی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 26 مرداد 1394 :: نویسنده : گربه & مقداد


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

با سلام به بهشت ما خوش آمدین
ساعات خوشی رو در این بلاگ
براتون آرزو میکنیم .
لطفاً مطالب رو کپی نکنید.
با انتقاد و پیشنهادتون
خوشحال و راهنماییم کنید .
مدیر وبلاگ : گربه & مقداد
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :