رؤیای خیس
به تازگی باران
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 


برای دیدن اسم عشق تان کمی با انگشتان دست تان گوشه های چشم تان را بکشید! (مثل ژاپنی ها)
وبه تصویر زیر نگاه کنید.





نوع مطلب : عاشقونه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 شهریور 1392 :: نویسنده : گربه & مقداد

 




چرا پوشش بازیگران ما این گونه است؟

احتمالا هیچ یک از ما بازیگر زن چادری نمی شناسیم و یا دست کم تعداد آنها و یا شاید نمود آنها در جامعه به اندازه ای کم است که هرگز در ذهن ها نمانده است.



موضوع حجاب و نوع پوشش بدون تعارف در سال های اخیر در جامعه ما به چیزی فراتر از یک چالش اجتماعی تبدیل شده که گاه حتی موضوعات سیاسی نیز از آن متاثر می شود.



تا کنون در مورد متناسب نبودن نوع پوشش رایج در شهرهای بزرگ کشور که کم کم به شهرهای کوچک تر نیز سرایت کرده، با آنچه از یک جامعه اسلامی بر اساس آموزه های دینی انتظار می رود، بسیار گفته و نوشته شده است.



مسائلی از قبیل کار فرهنگی زیربنایی، وضعیت آموزش در مدارس و دانشگاه ها، میزان توجه به حجاب در خانواده ها، تاثیر رسانه های گوناگون از جمله شبکه های ماهواره ای، تغییر سبک زندگی و لزوم جهت دادن به آن بر اساس الگوی ایرانی اسلامی، نوع برخورد با بدحجابان از جمله وجود یا عدم وجود گشت ارشاد و.. بارها و بارها سخن گفته و شنیده شده است.



در اینجا قصد تکرار این مباحث را نداریم. صرفا به موضوعی اشاره می کنیم که اگرچه با همه مباحث فوق به نوعی در ارتباط است اما ممکن است در بسیاری نقدها نیز ناخواسته نادیده گرفته شود.



موضوع گروه های مرجع و الگو در جامعه را هرگز نمی توان از بحث حجاب جدا کرد. بی تردید یکی از این گروه های الگو در جامعه بازیگران هستند.



عده ای از کارشناسان معتقدند هدایت محصولات هنری به سمتی که موفقیت ها توسط افرادی به دست آید که در ضمن زندگی اجتماعی عادی خود از حجاب قابل قبولی برخوردارند می تواند در نگرش جامعه به حجاب موثر باشد.



به عقیده این عده از کارشناسان، در حال حاضر به طور مثال در سریال های تلویزیونی و یا فیلم های سینمایی کشور افرادی که در زندگی به بن بست رسیده‌اند با حجاب و پوشش به مخاطب معرفی می‌شوند و البته عکس این موضوع نیز صادق است.



با این وجود موضوع بحث فراتر از این گفته‌هاست.

حرف اینجاست که حتی مثلا اگر بازیگری با حجاب مورد انتظار در یک فیلم یا سریال به محبوبیتی فوق العاده دست پیدا کند و حتی بتواند به عنوان الگو، نوع پوشش و زندگی مورد نظر کارکتر فیلم را تبلیغ کند، وقتی خود در انظار عمومی با پوششی کاملا متفاوت ظاهر می شود چه بلایی بر سر همان "تاثیرگذاری" و "تبلیغ" می آید؟



واقعا چرا پیدا کردن تصویری از بازیگران زن ایرانی با حجابی که در عرف جامعه پوشیده و مناسب تلقی شود، تقریبا محال است؟!



موضوع تا بدانجا پیش رفته که اگر برخی از بازیگران زن ایرانی در یک پروژه سینمایی یا تلویزیونی با چادر حاضر شوند، به عنوان موضوعی "جالب" تلقی شده و عکس آن در فضای مجازی با همین عنوان منتشر و توزیع می شود!



آیا روند انتخاب بازیگر در سینما، تئاتر و تلویزیون ما مشکل دارد؟



آیا در روند مذکور هیچ بازیگری که حجاب و پوشش عادی او – در جامعه و نه در فیلم‌ها و سریال‌ها - همان حجاب مورد قبول جامعه است، وجود ندارد؟ یا چنین افرادی جذب این هنر نمی شوند؟



موضوع هرچه باشد تردیدی نیست که الگوی بسیاری از جوانان کشور ما صرفا ظاهر بازیگران ایرانی در سریال ها و فیلم‌های سینمایی و به طور کلی محصولات هنری نیست؛ بلکه پوشش، اخلاق و منش آنها در زندگی عادی – که امروزه با وجود رسانه‌های گوناگون و امکان دسترسی آسان به همه آنها، هرگز بر کسی پوشیده نیست - هم موثر و غیرقابل چشم پوشی است. اما راه حل چیست؟




نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 شهریور 1392 :: نویسنده : گربه & مقداد

 

تصادف دلخراش اتوبان قم - تهران که منجر به کشته شدن 43 نفر و مصدومیت 44 نفر از هموطنانمان شده، تلخ‌ترین خبر امروز و سال‌های اخیر قم است، اما در اوج این تلخی‌ها روایتی از فداکاری مادر برای نجات فرزند 6 ساله‌اش جذاب است.

به گزارش خبرنگار مهر، امیرحسین زارع، کودک 6 ساله یزدی که به همراه مادرش از تهران عازم یزد بود نمی‌دانست صندلی شماره 20 اتوبوس او را تنها بازمانده خانواده زارع در این حادثه مرگبار می‌کند.

امیرحسین پدرش را سال‌های گذشته از دست داده بود و با مادر و تنها برادرش زندگی می‌کرد که در این سانحه مادرش گرفتار شعله‌های خشمگین آتش اتوبوس شد و این کودک 6 ساله بی‌کس و تنها از میان آهن پاره‌های سوخته اتوبوس بیرون کشیده شد با جراحاتی که به او وارد شده برای مداوا با بیمارستان نکویی منتقل شد.

بستگان همه مصدومان این حادثه بر بالین بیماران حاضر شدند اما این کودک یزدی با وجود زخم‌های فراوان نه زبان ناله داشت و نه نای حرکت. همه زبان او شده بودند تا مرهمی باشند بر داغ از دست دادن مادر فداکارش.

لهجه شیرین امیرحسین و تنهایی او تنها بهانه‌ای بود که بغض فروخورده همه کسانی که بر بالین رنجور امیرحسین حاضر بودند بترکد.

امیرحسین که با سر پانسمان شده، اطرافیان را عمو صدا می‌زد، همه را به گریه انداخت. از‌‌ همان دقایق اولیه که او را به بیمارستان منتقل کردند، پیوسته سراغ مادرش را می‌گرفت. به او می‌گفتند مادرش می‌آید اما عواطف کودکانه او حس دوری از مادر را به مرگ تبدیل کرده بود. او می‌دانست که مادر خود را فدای او کرده است.

تلاش توام با دلسوزی برای مداوای این کودک مصدوم منجر به درگیری لفظی جزئی بین پرستار اورژانس و مسئول رادیولوژی شده بود. پرستار با اشک‌های حلقه زده در چشم می‌گفت: به خدا این کودک گناه دارد، کسی را ندارد، اول از این عکس بگیرید.

مگر می‌شود جز مرگ، مادری را از فرزند جدا کرد. آری! این بار برخلاف تصور همه روان‌شناسان که جان انسان عزیز است، مادر امیرحسین، فرزندش را از شیشه اتوبوس به بیرون هدایت کرده تا خود گرفتار آتش شود و فرزند دلبندش نجات یابد. چه زیباست این حس مادرانه که برای همیشه ماندگار شد و مادر امیرحسین را به اوج مادرانه رساند.

گردآوری : تلکس فا / مرجع خبر : تابناک
تاریخ درج خبر : 1392/6/19





نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 شهریور 1392 :: نویسنده : گربه & مقداد
  • آیا سریال جواهری در قصر را بخاطر دارید ساخت این سریال بر می گرده به سال 2003 میلادی یعنی 1382 هجری شمسی و ساخت آن سال 2004 (1383) به پایان رسید یادش بخیر سال 1386 از شبکه 2 هر جمعه ها پخش می شد
اما جالب است بدانید چند نفر از بازیگران این سریال در گذشتند از جمله:Yeo Woon Kye (بانو یونگ) و Jo Kyung Hwan (وزیر او گیوم اوه) .
Jo Kyung Hwan بازیگر نقش وزیر او در 13 /اکتبر/ 2012 (3 /مهر/ 1391) در سن 67 سالگی در گذشت. Jo Kyung Hwan بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون کره جنوبی متولد 21 /مارس/ 1945 (1/فروردین/1324) از سال 1969 میلادی فعالیت خود را در MBC آغاز کرد و در فیلمها و سریالهای مختلفی از جمله:جواهری در قصر -ایسان-خواهر دوست داشتنی من-هوجون- داستان غم انگیز عشق- زن- پادشاه و ملکه و..... ایفای نقش کرده او از دو ماه پیش به سرطان کبد مبتلا شده بود و پرستاری در خانه اش از دو ماه پیش مراقب او بود .تااینکه در مرحله نهایی بیماری در خانه اششب ساعت 20:21:18 در سن 67 سالگی در گذشت.
Yeo Woon Kye بازیگر نقش بانو یونگ درسریال جواهری در قصر ،بازیگر محبوب سینما و تلویزیون کره ی جنوبی متولد: (25 / فوریه/ 1940 ) (18 /اسفند/1318) که در سریالهای معروفی چون جواهری در قصر- سام سون دوست داشتنی من-داستان جانگ هوا و هونگ ریون- چرا شما به خانه من آمدید- احمق دوست داشتنی من-خانواده بد-خواهران دریا- خانم کیم میلیاردر می شود-ملکه و پادشاه- واگن طلایی و..... ایفای نقش کرده بود براثر سرطان ریه کشنده به کما رفت و در مرکز پزشکی اینچئون کاتولیک در 22 /می/ 2009 (1/ خرداد/ 1388) در ساعت 8 دار فانی را وداع گفت




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 شهریور 1392 :: نویسنده : گربه & مقداد

 

 

تصویربرداری سری دوم سریال ستایش به کارگردانی سعید سلطانی که اوایل دی ماه سال گذشته در رامسر آغاز شده همچنان ادامه دارد و با منتفی شدن حضور لعیا زنگنه به عنوان بازیگر نقش میانسالی«ستایش» نرگس محمدی همچنان ایفاگر نقش اصلی سریال سعید سلطانی است. وی چندی پیش در گفت وگویی با تماشا با اشاره به سختی های این نقش گفته بود«خب اگر قرار بود که در سریال دیگری نقشی با این سن و سال را بازی کنم هرگز نمی پذیرفتم اما ستایش نقش مورد علاقه من است و خودم آن را بازی کردم و با آن آشنا هستماما قطعا بازی کردن در چنین نقشی سخت است. آخر چهل ساله بودن نه پیری است و نه جوانی. نه می توانی مثل پیرزن ها حرف بزنی نه آنقدر جوانی که پرانرژی باشی. این کار را برای من سخت می کرد و برای همین تصمیم گرفتم در فیزیکم تغییر ایجاد کنم و اضافه وزن داشته باشم.»





در سریال ستایس 2 مهدی سلوکی نقش پسر ستایش را بازی می کند. او در سری اول نقش برادر ستایش را بازی می کرد. حدیث میرامینی در نقش دختر ستایش ظاهر می شود. پیش از او قرار بود نازلی رجب پور این نقش را بازی کند. داریوش ارجمندهمچون سری اول نقش حشمت فردوس و ستایش را برعهده دارند. سیما تیرانداز که در ستایش 1 در نقش انیس درخشیده بود در سری دوم این سریال نیز بازی می کند. رامسین کبریتی و امیرمحمد زند از دیگر بازیگران این سریال هستند.

ایسنا با انتشار اولین تصاویر از فاز دوم این مجموعه تلویزیونی از پایان تصویربرداری بخش های شمال کشور و بازگشت عوامل تولید این سریال به تهران خبر داده است.در خلاصه داستان این مجموعه آمده است: 22 سال از فرار ستایش و فرزندانش می‌گذرد؛ اینک هر سه با هویتی دروغین و با نام فامیل رودباری زندگی می‌کنند. ستایش آسوده خاطر از اینکه با تغییر هویت خود و فرزندانش برای همیشه از چنگ حشمت فردوس گریخته است. او حالا صاحب رستورانی در رودسر است و اعتبار و شهرتی نیکو دارد و هرگز تصور نمی‌کند سرنوشت یک بار دیگر او و حشمت فردوس را رو در روی هم قرار دهد.





محمد تقوی به عنوان مدیر تصویر برداری، وحید سلطانی صدابردار،‌ محسن بابایی چهره‌پرداز،‌ فرزاد بادرام پور طراح صحنه،‌ مرجان گلزار طراح لباس‌، ابوالفضل نصیر مدیر تولید،‌ سوسن دین محمدی دستیار اول و برنامه‌ریز، مرجان تاجیک منشی صحنه،‌ نادر پیرزاده عکاس‌ و لوح زرین هنر مجری طرح این مجموعه است.




نوع مطلب : اخبار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 شهریور 1392 :: نویسنده : گربه & مقداد


درباره وبلاگ

با سلام به بهشت ما خوش آمدین
ساعات خوشی رو در این بلاگ
براتون آرزو میکنیم .
لطفاً مطالب رو کپی نکنید.
با انتقاد و پیشنهادتون
خوشحال و راهنماییم کنید .
مدیر وبلاگ : گربه & مقداد
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :