تبلیغات
رؤیای خیس - مطالب هفته دوم اسفند 1391
رؤیای خیس
به تازگی باران
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

دارای آثار و فواید زیادی است که بعضی از مهم‌ترین فواید آن عبارت‌اند از:

الف) فایدهی حجاب در بُعد فردی:
یکی از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردی، ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه است که یکی از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسی است؛ در مقابل، فقدان حجاب و آزادی معاشرت
های بیبندوبار میان زن و مرد، هیجانها و التهابهای جنسی را فزونی میبخشد. غریزه‌ی جنسی، غریزهای نیرومند، عمیق و دریا صفت است که هرچه بیش‌تر اطاعت شود بیش‌تر سرکش میگردد؛ هم‌چون آتشی که هرچه هیزم آن زیادتر شود شعلهورتر میگردد. بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بیحیایی و برهنگی، اطاعت از غریزه‌ی جنسی بیش‌تر شده. این مطلب پاسخ روشن و قاطع به افرادی است که قایلاند همه‌ی گرفتاری‌هایی که در کشورهای اسلامی و شرقی بر سر غریزه‌ی جنسی وجود دارد، ناشی از محدودیتهاست؛ و اگر به کلی هرگونه محدودیتی برداشته شود و روابط جنسی آزاد شود، این حرص و ولعی که وجود دارد، از بین میرود.

البته از این افراد باید پرسید؛ آیا غرب که محدودیت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته است، حرص و ولع جنسی در بین آنان فروکش کرده است یا افزایش یافته است؟! پاسخ هر انسان واقعبین و منصفی به این سؤال این است که نه تنها حرص و ولع جنسی در غرب افزایش یافته است، بلکه هر روز شکلهای جدیدتری از تمتّعات و بهرهبرداریهای جنسی در آنها رواج و رسمیت مییابد.
یکی از زنان غربی منصف، وضعیت جامعه
ی غرب را در مواجهه با غریزهی جنسی اینگونه توصیف کرده است:
کسانی می‌گویند مسئله‌ی غریزه‌ی جنسی و مشکل زن و حجاب در جوامع غربی حل شده است؛ آری، اگر از زن روی‌گرداندن و به بچه و سگ و یا هم‌جنس روی آوردن حل مسئله است، البته مدتی است این راه حل صورت گرفته است!!

ب)فایدهی حجاب در بُعد خانوادگی:
یکی از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگی، اختصاص یافتن التذاذهای جنسی، به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، باعث پیوند و اتصال قوی‌تر زن و شوهر، و در نتیجه استحکام بیش‌تر کانون خانواده می
گردد؛ و برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده است. یکی از نویسندگان، تأثیر برهنگی را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان کرده است:

در جامعهای که برهنگی بر آن حاکم است، هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه است؛ مقایسه‌ی آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ریشه‌ی خانوده را میسوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن میزند. زنی که بیست یا سی سال در کنار شوهر خود زندگی کرده و با مشکلات زندگی جنگیده و در غم و شادی او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهرهاش شکفتگی خود را از دست میدهد و روی در خزان میگذارد. در چنین حالی که سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است، ناگهان زن جوانتری از راه میرسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسهای میدهد؛ و این مقدمهای میشود برای ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امید زَنی که جوانی خود را نیز بر باد داده است؛ و همه‌ی خواهران جوان لابد میدانند که هیچ جوانی نیست که به میانسالی و پیری نرسد و لابد میدانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوت‌اند در فردای بیطراوتی آنان، باز هم جوانانی هستند که بتوانند برای خانواده‌ی فردای آنها، همان خطری را ایجاد کنند که خود آنان امروز برای خانوادهها ایجاد میکنند.

ج)فایدهی حجاب در بُعد اجتماعی :
یکی از فواید مهم حجاب در بُعد اجتماعی، حفظ و استیفای نیروی کار در سطح جامعه است. در مقابل، بی
حجابی و بدحجابی باعث کشاندن لذتهای جنسی از محیط و کادر خانواده به اجتماع، و در نتیجه، تضعیف نیروی کار افراد جامعه میگردد. بدون تردید، مردی که در خیابان، بازار، اداره، کارخانه و … همواره با قیافههای محرّک و مهیّج زنان بدحجاب و آرایش کرده مواجه باشد، تمرکز نیروی کار او کاهش مییابد. برخلاف نظامها و کشورهای غربی، که میدان کار و فعالیتهای اجتماعی را با لذتجوییهای جنسی درهم میآمیزند،اسلام میخواهد با رعایت حجاب و پوشش، محیط اجتماع از اینگونه لذتها پاک شده، و لذتهای جنسی، فقط در کادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود.

د)فایدهی حجاب در بُعد اقتصادی :
استفاده از حجاب و پوشش، به ویژه در شکل چادر مشکی، به دلیل سادگی و ایجاد یکدستی در پوشش بانوان در بیرون منزل، می
تواند از بُعد اقتصادی نیز تأثیر مثبت در کاهش تقاضاهای مدپرستی بانوان داشته باشد؛ البته به شرط اینکه خود چادر مشکی دست‌خوشِ این تقاضاها نگردد. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستی در چادرهای مشکی نیز مشاهده میگردد، به گونه ای که برخی از بانوان به جای استفاده از چادرهای مشکی متین و باوقار، به چادرهای مشکی، توری، نازک و دارای طرحهای جِلف و سبک که با هدف و فلسفه حجاب و پوشش تناسبی ندارند روی میآورند.یکی از دانشجویان محجبه درباره‌ی رواج فرهنگ مدگرایی در خاطرات قبل از انقلاب خود گفته است:
یادم می‌آید آن وقت‌ها که حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود که به خانه‌ی کسی بروم، لباسی را که امروز پوشیده بودم، حاضر نمی‌شدم فردا بپوشم! احساس می‌کردم مسخره است و سعی داشتم حتی اگر شده، لباس دیگران را به عاریه بگیرم و بپوشم، تا من هم با لباس جدیدی رفته باشم. این کارها واقعاً رفاه حال و راحتی را از خانم‌ها سلب کرده بود. علاوه بر فواید یاد شده، به طور فهرست
وار فواید و آثار دیگری نیز برای حجاب و پوشش میتوان نام برد، که مهمترین آنها عبارتند از:
ـ حفظ ارزش
های انسانی؛ مانند عفت، حیا و متانت در جامعه و کاهش مفاسد اجتماعی.
ـ هدایت،کنترل و بهره
مندی صحیح و مطلوب از امیال وغرایز انسانی.
ـ تأمین و تضمین سلامت و پاکی نسل افراد جامعه.





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 اسفند 1391 :: نویسنده : گربه & مقداد

درباب علت پیدا شدن حجاب نظریات گوناگونی ابراز شده است و غالباً این علت برای ظالمانه یاجاهلانه جلوه دادن حجاب ذکر شده است ما مجموع آن را ذکر می کنیم.

1. میل به ریاضت و رهبانیت (ریش? فلسفی)

2. عدم امنیت و عدالت اجتماعی (ریش? اجتماعی)

3. پدر شاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منابع اقتصادی مرد (ریش? اقتصادی)

4. حسادت و خودخواهی مرد (ریش? اخلاقی)

5. عادت زنانگی زن و احساس او به اینکه در خلقت از مرد چیزی کم دارد، به علاوه مقررات خشنی که در زمین? پلیدی او و ترک معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است (ریش? روانی)

علل نامبرده یا به هیچ وجه تاثیری در پیدا شدن حجاب در هیچ نقطه ازجهان نداشته است و بی جهت آنها را به نام علت حجاب ذکر کرده اند و یا فرضاً در پدید آمدن بعضی از سیستمهای غیر اسلامی تاثیر داشته است.در حجاب اسلامی تاثیر نداشته است یعنی حکمت و فلسفه ای که در اسلام سبب تشریع حجاب شده، نبوده است.عللی که ذکر کردیم کم و بیش مورد استفاد? مخالفان پوشیدگی زن قرار گرفته است.به عقید? ما یک علت اساسی درکار است که مورد غفلت واقع شده است. ریش? این پدیده را باید دریک تدبیر ماهرانه غریزی بودن خود زن جستجو کرد.

دقیق ترین آنها این است که حیا و عفاف و ستر و پوشش تدبیری است که خود زن با یک الهام برای گرانبها کردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار برده است. زن، باهوش فطری و با یک حس مخصوص به خود دریافته است که از لحاظ جسمی نمی تواند بامرد برابری کند و اگر بخواهد در میدان با مرد پنچه نرم کند از عهد? زور و بازوی مرد برنمی آید، و از طرف دیگر نقط? ضعف مرد را در همان نیازی یافته است که خلقت دروجود مرد نهاده است که او را مظهر عشق و طلب وزن را مظهر معشوقیّت و مطلوبیّتد قرارداده است.

در طبیعت، جنس نر گیرنده و دنبال کننده آفریده شده است. به قول ویل دورانت:

«آداب جفت جویی عبارت است از حمله ی برای تصرف در مردان، و عقب نشینی برای دلبری و فریبندگی در زنان...مرد طبعاً جنگی و حیوان شکاری، عملش مثبت و تهاجمی زن برای مرد همچون جایزه ای است که باید آن را برباید.»

مولوی راجع به تاثیر حریم و حایل میان زن و مرد در افزایش قدرت و محبوبیت زن و بالا بردن مقام او و گداختن مرد در آتش عشق و سوز، مثلی لطیف می آورد.آنها را به آب و آتش تشبیه می کند، می گوید مثل مرد مثل آب است و مثل زن مثل آتش، اگر حائل میان آب و آتش برداشته شود آب بر آتش غلبه می کند و آن را خاموش می سازد، اما اگر حائل میان آن دو برقرار گردد مثل اینکه آب را در دیگی قرار دهند و آتش در زیر آن دیگ روشن کنند. آن وقت است آب آتش را تحت تاثیر خود قرار می دهد، اندک اندک او را گرم می کند و احیاناً جوشش و غلیان در او به و جود، می آورد،تا آنجا که سراسر وجود او تبدیل به بخار می سازد.

منبع: مسئله ی حجاب

شهید آیت الله مطهری



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 اسفند 1391 :: نویسنده : گربه & مقداد

 

درباب علت پیدا شدن حجاب نظریات گوناگونی ابراز شده است و غالباً این علت برای ظالمانه یاجاهلانه جلوه دادن حجاب ذکر شده است ما مجموع آن را ذکر می کنیم.

1. میل به ریاضت و رهبانیت (ریش? فلسفی)

2. عدم امنیت و عدالت اجتماعی (ریش? اجتماعی)

3. پدر شاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منابع اقتصادی مرد (ریش? اقتصادی)

4. حسادت و خودخواهی مرد (ریش? اخلاقی)

5. عادت زنانگی زن و احساس او به اینکه در خلقت از مرد چیزی کم دارد، به علاوه مقررات خشنی که در زمین? پلیدی او و ترک معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است (ریش? روانی)

علل نامبرده یا به هیچ وجه تاثیری در پیدا شدن حجاب در هیچ نقطه ازجهان نداشته است و بی جهت آنها را به نام علت حجاب ذکر کرده اند و یا فرضاً در پدید آمدن بعضی از سیستمهای غیر اسلامی تاثیر داشته است.در حجاب اسلامی تاثیر نداشته است یعنی حکمت و فلسفه ای که در اسلام سبب تشریع حجاب شده، نبوده است.عللی که ذکر کردیم کم و بیش مورد استفاد? مخالفان پوشیدگی زن قرار گرفته است.به عقید? ما یک علت اساسی درکار است که مورد غفلت واقع شده است. ریش? این پدیده را باید دریک تدبیر ماهرانه غریزی بودن خود زن جستجو کرد.

دقیق ترین آنها این است که حیا و عفاف و ستر و پوشش تدبیری است که خود زن با یک الهام برای گرانبها کردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار برده است. زن، باهوش فطری و با یک حس مخصوص به خود دریافته است که از لحاظ جسمی نمی تواند بامرد برابری کند و اگر بخواهد در میدان با مرد پنچه نرم کند از عهد? زور و بازوی مرد برنمی آید، و از طرف دیگر نقط? ضعف مرد را در همان نیازی یافته است که خلقت دروجود مرد نهاده است که او را مظهر عشق و طلب وزن را مظهر معشوقیّت و مطلوبیّتد قرارداده است.

در طبیعت، جنس نر گیرنده و دنبال کننده آفریده شده است. به قول ویل دورانت:

«آداب جفت جویی عبارت است از حمله ی برای تصرف در مردان، و عقب نشینی برای دلبری و فریبندگی در زنان...مرد طبعاً جنگی و حیوان شکاری، عملش مثبت و تهاجمی زن برای مرد همچون جایزه ای است که باید آن را برباید.»

مولوی راجع به تاثیر حریم و حایل میان زن و مرد در افزایش قدرت و محبوبیت زن و بالا بردن مقام او و گداختن مرد در آتش عشق و سوز، مثلی لطیف می آورد.آنها را به آب و آتش تشبیه می کند، می گوید مثل مرد مثل آب است و مثل زن مثل آتش، اگر حائل میان آب و آتش برداشته شود آب بر آتش غلبه می کند و آن را خاموش می سازد، اما اگر حائل میان آن دو برقرار گردد مثل اینکه آب را در دیگی قرار دهند و آتش در زیر آن دیگ روشن کنند. آن وقت است آب آتش را تحت تاثیر خود قرار می دهد، اندک اندک او را گرم می کند و احیاناً جوشش و غلیان در او به و جود، می آورد،تا آنجا که سراسر وجود او تبدیل به بخار می سازد.

منبع: مسئله ی حجاب

شهید آیت الله مطهری



نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 اسفند 1391 :: نویسنده : گربه & مقداد

 

 

مقدمه:

مسئله‌‌ حقوق زن یكی ازمسائل مهمی است كه سالهاست درجوامع اسلامی وغیر اسلامی، مطرح است، ازدیدگاههای مختلف، موضوع بحث واقع شده است، از یك طرف می بینیم زنان در بسیار از جوامع اسلامی به علل مختلف از جمله وجود عرف وعادات نادرست بجای مانده از عصر جاهلیت، در معرض تضییع حقوق فردی واجتماعی، قرارگرفته ومی گیرند به طوركه عده‌ی تفاوتهای زن را از لحاظ اندام وجهات دیگر، نشانة ناقص بودن وپست وبی ارزش بودن او می دانند.

از طرف دیگر عده ی درجوامع غربی به طرفداری از حقوق زن، با تفكر آزاداندیشی ولیبرالیستی وتفكرفمنیستی با تمسك به باورهای ناصحیح، زن را ازهر لحاظ مساوی و مشابه مرد، قلم داد می كنند، این دو دیدگاهی كه مسیر افراط وتفریط را در مورد زنان پیموده، باعث ایجاد شبهات نسبت به مسائل حقوقی زنان گردیده است وهجمه عظیمی علیه تفكردینی مبتنی بر اسلام آغازكرده واین طور القاء می كنند كه اسلام برای زنان حقوق كمتر ازمردان قائل شده است و زن را موجود كم ارزش میداند، و آتش این هجمه ها كم وبیش در بین نسل جوان زن ومرد مؤثر واقع شده است، به گونه‌ی كه بعض افراد از باب حس كنج كاوی وبعض دیگر با عدم شناخت شبهات واشكالات را مطرح می كنند.

بنابر این باز شناسی حقوق زنان ازدیدگاه اسلام بلكه هر انسانی اعم از زن و مرد كه حق او درمعرض تضییع قرار دارد، كاری مقدس و با ارزش است،

، بنابراین دربحث حقوق زن یكی از سئوالات كه مطرح است «پاداش زن در اخرت» است، مقاله حاضر در پاسخ به این سؤال است، برای روشن شدن این سؤال وپاسخ آن باید به چند نكته توجه داشته باشیم:

اول: اینكه پاسخ گوی وقانع شدن، درهرامری وقت مفید خواهد بود، كه «سؤال یا شبهه» بر اساس نگرش تحلیلی ومنطقی وبه دور ازنگرش احساسی وغرض ورزی، باشد ودرمقابل، پاسخگوی نیز باید برخاسته از نگرش تحلیلی، ومبتنی بر اصول ومنطق اسلامی، بوده باشد؛ زیرا سؤال وجواب اگر فاقد چنین شرایط باشد یعنی بر خاسته از نگرشهای احساسی باشد امری ناصواب وناروا خواهد بود.

دوّم، داوری خردمندانه ومنطقی درمورد حقوق زن ومرد دراسلام مستلزم شناخت كافی ازمبانی اسلام یعنی ازقرآن، احادیث، سیره، تاریخ، فقه وغیره می باشد؛ لذا شخصیّت وهویّت انسانی زن را ازاین منظر مورد مطالعه قرار بدهیم وبایددید كه دیدگاه اسلام درمورد زن آیا تبعیض آمیزاست یا خیر؟

سوم، تفاوت های جسمی، روحی وروانی و... زن ومرد امری است انكار ناپذیر، كه در هر زمان ومكان وهر قوم وقبیله وهرنژاد وتبار كه باشد كاملاً محسوس و بر همه آشكار است، آنچه مهم است این است كه ماباید بدانیم این اختلافها و تفاوتها بر اساس مصالح و حكمت های عالیّه و دقایق وعالم آفرینش، ذاتی وطبیعی است نه به حسب عوارض وعوامل «محیط» و تربیت.

چهارم، مسلما چیزی ر ا كه باید پذیرفت این است كه تفاوت در حقوق زن ومرد امری است بدیهی وغیر قابل انكار، زیرا منشآ این تفاوتها تفاوتهای طبیعی وتكوینی زن ومرد است وبه تعبیر یكی از محققین می گویند:

یكی از مبانی حقوق، منظور داشتن وضع طبیعی وفیزیولوژی بشر است، این امر بدیهی است كه درموارد حقوق ووظایف اختصاصی زن ومرد، طبیعت ومقتضیّات واختصاصات این دو درمقام تقنین وتشریع منظور شده است.1

پنجم، درموضع حقوق زن، كلمات ازقبیل « فرق، تبعیض، تفاوت، تشابه و تساوی» بكار رفته است، كه به نظر می رسد، استعمال این كلمات وتوجهّ نكردن به مفاهیم آنها، نقش مهمّ درایجاد شبهات وسؤالات درمورد حقوق زن را درپی دارد ویا‌‌ ‌از چنین كلماتی جهت ایجاد شبهه ومنحرف كردن افكار عمومی، سوء استفاده می شود، بناءً باید درابتدا به توضیح این مفاهیم می پردازیم.

الف) فرق وتبعیض:

این مطلب را باید بپذیریم كه نه تنها درمكتب اسلام بلكه درمكاتب دیگر نیز بین زن ومرد «فرق» وجود دارد واین فرق نه تنها موجب ظلم وبی عدالتی درحق آنان نیست بلكه مطلوب خلقت آن دو نیز بوده یعنی خلقت آن دو این تفاوت را طلب می كند، بدون شك اگر فرق بین زن ومرد وجود نمی داشت، درحق هریك ظلم وبی عدالتی صورت می گرفت.

«با وجود همین «فرق» بین زن ومرد توازن برقرار شده است، فرق كه در ساختمان جسمانی آن دو مشاهده می شود وهم چنین فرق كه درروح وروان وعواطف دربین آنان وجود دارد، هیچ گونه مایه نگرانی جامعه واندیشمندان نیست، آنچه باعث نگرانی هست «تبعیض» بین زن ومرد است، كه متأسّفانه امروزه بعضی به طور عمد یا سهو یا خلط مبحث، تفاوت بین تبعیض وفرق قایل نبوده، برای آن دو نسخه ای واحد می نویسند»2، لذا ناگزیر باید تفاوت كلمات «فرق»و«تبعیض» را دانست.

1- فرق:

فرق،درلغت به معنای «جدایی وتفاوت می باشد» و دراصطلاح عبارت است ازاین كه‌هركسی‌ درجایگاه خویش با كسی دیگر فرق دارد به عبارت دیگر بین دوكس باویژه‌گی‌هاوتوانایی‌های متفاوت درجایگاه های مختلف فرق وجود دارد ویگسان انگاری آن دوامری است نا صواب، یگسان انگاری درحق كسی كه از توانایی وجایگاه والایی نسبت به دیگری برخوردار است فرق نیست بلكه تبعیض وظلم است 3

بناءً باید معتقد باشیم كه خالق هستی، زنان ومردان را باالتفات به توانایی های جسمی وروحی آنها از هم دیگر تمیزداده وسپس موافق باسازمان روحی وجسمی مخصوص آنان حقوق وتكالیفی را به عهده آنان گذاشته است لذا قانون گذار نیز هنگام وضع قانون وبرقراری حقوق وتكالیف برای زن ومرد باید طبیعت آن دورا مورد عنایت قرار دهد وبه تمام خواسته ها وحوایج ویژه شان توجه كند؛زیرا «حقوق امتیازاتی است كه اصالت وصحت آن منوط به طبیعت وواقعیّتهای حیات بشر است، حقوق اعطایی اگر با واقعیت ها مطابقت نكند هیچ ارزش واعتباری ندارد. درست اندیشی و انصاف درقانون گذاری، منظور نمودن واقعیّت ها ومقتضیّات طبیعی ونیازهایی اساسی زن ومرد است كه این نكته در تعالیم اسلام كه قانون گذار آن آفریدگار بشر وعالم است، به خوبی جلوه گراست»4

بنا برآنچه كه درتوضیح كلمه «فرق» آمد به این نتیجه می رسیم كه فرق گذاشتن بین زن ومرد امر انكارناپذیر ویكسان نگری درمورد زن ومرد بلكه بین همه افراد جامعه تبعیض وبی عدالتی می باشد.

2- تبعیض:

تبعیض، درلغت به معنی «جزء جزء كردن، جداكردن، برخی را بر برخی دیگر ترجیح دادن است.» امّا درعرف دارای معنای منفی وترجیح بلا مرجّح است كه درفرهنگ اسلامی نوعی ظلم محسوب می شود ودرحقوق انگلیس تبعیض، به معنی « عدم رفتار مساوی درجایی كه تمایز عقلایی بین افراد بهره مند وافراد محروم نباشد» می داند

درتعبیر دیگر آن را به معنای «رفتاری نا عادلانه یا انكار امتیازاتی به اشخاص به خاطر نژاد، سنّ، جنس، ملّیت ومذهب» می داند5.

در كنوانسیون رفع اشكال تبعیض علیه زنان درماده یك آن تبعیض را بسیار معنی وسیع كرده است چنین آمده: «تبعیض، عبارت است ازهرگونه تمایز، استثناء ویامحدودیّت بر اساس جنسیّت كه نتیجه یا هدف آن خدشه داركردن ویا لغو شناسائی، بهره مندی ویا اجرای حقوق بشر وآزادی های اساسی درزمینه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی ومدنی وهرزمینه دیگر درمورد زنان بدون توجّه به وضعیّت تأهّل وبر اساس تساوی زن ومرداست»6

بنا برتعاریف كه از تبعیض شده است، می توان گفت، تبعیض، یعنی ترجیح بلامرجّح بعضی بربعضی دیگر، به عبارتی فرد یا عده ای را بدون جهت وبرجستگی برفرد یا عده ای دیگربرتری دادن. بنا براین نه تنها وجود «فرق» بین زن ومرد بلكه بین خودمردان وزنان نیز عین عدالت است وفقدان آن عین ظلم است، هم چنان كه وجود «تبعیض» عین ظلم است وفقدان آن عین عدالت می باشد، هم چنین این مطلب روشن شد كه برای «فرق» و«تبعیض» نباید نسخه واحد نوشت؛ زیرا هركدام معنی خاص خودش را دارد.

ب) تساویه وتشابه

دربیان این دو واژه شهید مطهّری مطالب زیبای دارد كه به نظر می رسد ذكرآن دراین مورد مفید خواهد بود.ایشان می فرماید:

«می‌گویند اسلام برای مردان امتیاز حقوقی و ترجیح حقوقی قائل شده است و... اگر بخواهیم به استدلال این آقایان شكل منطقی ارسطوئی بدهیم به اینصورت‏ در میاید : اگر اسلام زن را انسان تمام عیار میدانست، حقوق مشابه و مساوی ‏ با مرد، برای او وضع می كرد، لكن حقوق مشابه و مساوی برای او قائل نیست، پس زن را یك انسان واقعی نمی‌شمارد .

اصلی كه در این استدلال بكار رفته اینست كه لازمه اشتراك زن و مرد در حیثیت و شرافت انسانی، یكسانی و تشابه آنها در حقوق است، مطلبی هم‏ كه از نظر فلسفی باید انگشت روی آن گذاشت این است كه لازمه اشتراك زن‏ و مرد در حیثیت انسانی چیست ؟ آیا لازمه‏اش اینست كه حقوقی مساوی با ‏یكدیگر داشته باشند. بطوری كه ترجیح و امتیاز حقوقی در كار نباشد، یا لازمه‏اش این است كه حقوق زن و مرد علاوه بر تساوی و برابری، متشابه و یكنواخت هم بوده باشند و هیچگونه تقسیم كار و تقسیم وظیفه‏ای در كار نباشد، شك نیست كه لازمه اشتراك زن و مرد در حیثیت انسانی و برابری ‏آنها از لحاظ انسانیت، برابری آنها در حقوق انسانی است، اما تشابه‏ آنها در حقوق چطور ؟ اگر بنا بشود تقلید و تبعیت كوركورانه از فلسفه غرب را كنار بگذاریم‏ و در افكار و آراء فلسفی كه از ناحیه آنها میرسد بخود اجازه فكر و اندیشه بدهیم اول باید به بینیم آیا لازمه تساوی حقوق، تشابه حقوق هم هست یا نه ؟ تساوی غیر از تشابه است، تساوی برابری است‏ و تشابه یك نواختی. آنچه مسلم‏ است این است كه اسلام حقوق یك جور و یك نواختی برای زن و مرد قائل‏ نشده است، هم‌چنین اسلام هرگز امتیاز و ترجیح حقوقی برای مردان نسبت به زنان‏ قائل نیست، اسلام اصل مساوات انسانها را درباره زن و مرد نیز رعایت‏ كرده است، اسلام با تساوی حقوق زن و مرد مخالف نیست، با تشابه حقوق‏ آنها مخالف است، كلمه تساوی و مساوات چون مفهوم برابری و عدم امتیاز در آنها گنجانیده‏ شده است جنبه تقدس، پیدا كرده‏اند، جاذبه دارند، احترام شنونده‏ را جلب میكنند، خصوصاً اگر با كلمه حقوق توأم گردد.

آنچه مسلم است اینست كه اسلام در همه جا برای زن و مرد حقوق مشابهی ‏ وضع نكرده است ، همچنانكه در همه موارد برای آنها تكالیف و مجازاتهای ‏ مشابهی نیز وضع نكرده است»7

آنچه كه درمورد مفاهیم «فرق، تبعیض، تساوی وتشابه» آمده است به این نتیجه می رسیم كه هركدام این مفاهیم معنی مستقل وجایگاه خاص خودش را دارد ونمی توان برای «فرق وتبعیض» یك معنی را درنظرگرفت وهم چنین «تساوی وتشابه» كاملاً با هم متفاوت است، ازطرف دیگر «فرق» امری است كه دربین افراد انسانها باید وجود داشته باشد ودرمقابل «تبعیض» امری است منفور وناخوشایند كه وجود آن در جامعه ظلم وبی عدالتی محسوب می شود.

هم چنین «تساوی وتشابه» را عین هم دانستن در خیلی از موارد ظلم وبی عدالتی خواهد بود، بنا براین اگر كسی برای دفاع از حقوق زنان از این كلمات كمك بگیرد وسوء استفاده كند راه به جای نخواهد برد.

حال با روشن شدن این مفاهیم،وپزیرفتن تفاوت حقوقی زن ومرد دراین جهان این سؤال مطرح می شود:

آیا در قیامت زنان و مردان از حقوق وپاداش یكسان برخوردارند یا متفاوت؟ یا به تعبیر دیگر آیا تفاوت جنسی در طبیعت زن ومرد در ثواب و عقاب زندگی جاوید اخروی دخالت دارد یا ایمان و عمل صالح بدون لحاظ جنسیت مسیر زندگی جاودانه را رقم می‌زند؟

شاید این سؤال پیش بیاید كه چه ضرورت دارد كه ما از حقوق وپاداش اخروی زن بحث كنیم؟ جواب این سؤال را با جملات یكی از محققین ارائه می كنم كه می نویسد: «در هر دین و مذهبی تصویری كه از آخرت ارائه می‌شود با ارزش‌های مطلوب آن دین و مذهب در دنیا نسبت مستقیم دارد. از بررسی و تحلیل آن وضع مطلوب اخروی به‌راحتی می‌توان ضوابط و معیارهای دنیوی را ارزیابی كرد. اگر «دنیا مزرعة آخرت است»، از مطالعة محصولات و نتایج آن می‌توان به چگونگی این مزرعه پی‌برد. دینی كه برای زنان در آخرت وجودی تبعی و عرضی و درجة دوم قائل است، طبیعی است كه وضعیتی فرودست و سایه‌ای برای زنان در دنیا توصیه كند. در حقیقت وضعیت زنان در آخرت راهنمایی نیكو برای ارزیابی جایگاه دنیوی آنان است.»8

بررسی آیات قرآن نشان می‌دهد كه ضابطة حتمی و تغییر ناپذیر ثواب و عقاب، «ایمان و عمل صالح» است و جنسیت كمترین تأثیری در این زمینه ندارد. نه مرد بودن شرط ورود به بهشت است و نه زن بودن مانع بهشتی شدن است.

زن و مرد در امكان خوشبختی و معاد روحانی كمترین تفاوتی با هم ندارند. ضابطة جاری و معیار عمومی «حسن فعلی و حسن فاعلی» است. مراد از حسن فعلی ارتكاب عمل صالح و كردار نیكو است و مراد از حسن فاعلی ایمان و باور به خداوندوآخرت‌است.

در این ارتباط به چند ‌آیه‌ی از قران كریم استناد می كنیم كه به صراحت، شفافیت و وضوح تساوی زن و مرد را در حیات اخروی و عدم تأثیر جنسیت دنیوی در قیامت اثبات می‌كنند.

آیة اول: و من یعمل من الصالحات من ذكر او انثی و هو مؤمن فاولئك یدخلون الجنّه و لایظلمون نقیراً.9 «و هركس از زن و مرد كه كارهای شایسته كند و مؤمن باشد، وارد بهشت می‌شود و به اندازة ذرة ناچیزی نیز به آنان ستم نمی‌رود».

آیة دوم: «من عمل سیّئه فلایجزی الا مثلها و من عمل صالحاً من ذكر اوانثی و هر مؤمن فاولئك یدخلون الجنّه یرزقون فیما بغیر حساب 10.»

«هركس كار ناپسندی مرتكب شود، جز بمانند آن جزا نیابد و هر كس كاری شایسته انجام دهد، اعم از مرد یا زن و مؤمن باشد، اینانند كه وارد بهشت می‌شوند، و در آن‌جا بی‌حساب روزی می‌یابند».

آیة سوم: «وعد الله المؤمنین و المؤمنات جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها و مساكن طیبه فی جنّات عدن و رضوان من الله اكبر ذلك هو الفوز العظیم.»11

«خداوند به مردان مؤمن و زنان مؤمن وعدة بوستان‌هایی را داده است كه جویباران از فرودست آن جاری است، كه جاودانه در آنند و [نیز] خانه‌های پاك و پسندیده‌ای در بهشت عدن، و خشنودی الهی برتر [از همه چیز] است، این همان رستگاری بزرگ است»

آیة چهارم: «من عمل صالحاً من ذكر او انثی و هو مؤمن فلنحیّننه حیاه طیبه و لنجزینّهم اجرهم باحسن ما كانوا یعملون.»12

«هركس از مرد و زن كه كار نیك كند و مؤمن باشد، به زندگانی پاك و پسندیده‌ای زنده‌اش می‌داریم و به بهتر از آنچه كرده‌اند، پاداششان را می‌پردازیم».

آیة پنجم: «لیدخل المؤمنین و المومنات جنّات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها و یكفّر عنهم سیّئاتهم و كان ذلك عندالله فوزاً عظیما، و یعذّب المنافقین و المنافقات و المشركین و المشركات الظانّین بالله ظنّ السّوء علیهم دائره السّوء و غضب الله علیهم و لعنهم و اعدّلهم جهنّم و ساءت مصیراً»13

« تا سرانجام مردان مؤمن و زنان مؤمن را به بوستان‌هایی كه جویباران از فرودست آن جاری است درآورد، كه جاودانه در آنجا هستند سیئاتشان را از ایشان بزداید و این نزد خداوند رستگاری بزرگی است و تا مردان منافق و زنان منافق و مردان مشرك و زنان مشرك را كه دربارة خداوند بد اندیشند، عذاب كند، گردش بد روزگار بر آنان باد و خداوند بر آنان خشم گرفته و لعنت آورده و برایشان دوزخ را آماده ساخته است و بد سرانجامی است».

آیة ششم: «یوم تری المؤمنین و المؤمنات یسعی نورهم بین ایدیهم و بایمانهم بشریكم الیوم جنّات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها ذلك هو الفوز العظیم، یوم یقول المنافقون و المنافقات للذین آمنوا انظرونا نقتبس من نوركم قیل ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورا فضرب بینهم بسور له باب باطنه فیه الرحمه و ظاهره من قبله العذاب»14 . « روزی كه مردان مؤمن و زنان مؤمن را بینی كه نورشان پیشاپیش آنان و در سمت راستشان می‌شتابد، امروز بشارت شما باغهایی است كه از فرودست آن جویباران جاری است و جاودانه در آن هستند، این همانا رستگاری بزرگ است. روزی كه مردان منافق به مؤمنان گویند به‌خاطر ما درنگ كنید تا از نورتان روشنی فراگیریم، گفته شود پس پشت خویش بازگردید و نوری بجوئید، سپس میان آنان دیواری زده شود كه دری دارد. از درون‌سوی آن رحمت است و از برون‌سوی آن عذاب است».
آیة هفتم: «ان المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤمنات و القانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابرات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الصائمین و الصائمات و الحافظین فروجهم و الحافظات والذاكرین كثیراً و الذكرات اعدالله لهم مغفره و اجراً عظیما .»15

« بی‌گمان مردان و زنان مسلمان، مردان و زنان فرمانبر، و مردان و زنان درستكار، و مردان و زنان شكیبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان صدقه‌بخش، و مردان و زنان روزه‌دار، و مردان و زنان پاكدامن، و مردان و زنانی كه خداوند را بسیار یاد می‌كنند، خداوند برای همگی‌ِشان آمرزش و پاداشی بزرگ آماده ساخته است».

ایه هشتم. «انى لا اضیع عمل عامل منكم من ذكر او انثى»16

ترجمه: «من عمل هیچ صاحب عملى را از شما ـ چه زن و چه مرد ـ بى پاداش نمى‏گذارم.»

ایه نهم «یا ایها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثى و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عند الله اتقاكم»17

.ترجمه: «اى مردم ما شما را از یك مرد و یك زن آفریدیم و شما را به هیأت اقوام و قبائلى در آوردیم تا با یكدیگر انس و آشنائى یابید.بیگمان گرامى‏ترین شما نزد خدا پرهیزكارترین شما است،»

نتیجه:

نتایجی كه از آیات مباركه به دست می آید:

1- مسأله اساسى «انسان» است و هیچ فرقى میان آنان از حیث پایبندى عملى به اصول ارزشى به چشم نمى‏خورد، مگر آن كه سطوح مختلفى در زمینه عمل به آن موازین در بین آنان بتوان یافت،بنابر این، اصل و اساس، همان انسانیت انسان است كه حقوق مخصوصى را به هر كدام از زن و مرد بخشیده است.

2- میان زن و مرد، تفاوتى در زمینه ارزشهاى دینى و پاداشى اخروى نیست و دعوت كتاب آسمانى قرآن در زمینه پایبندى به ارزشها در مورد زن و مرد، یكسان مطرح شده است وهم چنین وعده و وعید ثواب وعقاب اخروی درقبال اعمال دنیوی زن ومرد به طوریكسان می باشد.

3- در وصول به بهشت، روزی بی‌حساب، تحصیل رضوان الهی كه برتر از بهشت اوست، حیات طیبّه، بخشش از سیّئات و لغز‌ش‌ها، برخورداری از نور الهی در ظلمات قیامت، و مغفرت و اجر الهی بین زنان مؤمنه و مردان مؤمن هیچ تفاوتی نیست.

4- جنسیت دنیوی كمترین دخالتی در معاد ندارد، زن و مرد همانند یكدیگر از زاویة دقیق «ایمان و عمل صالح» محاسبه می‌شوند، همانند یكدیگر مشمول رحمت و غفران و بخشش می‌گردند. همانند هم مستوجب عذاب می‌شوند، همانند هم برخوردار از رستگاری و سعادت، نور و بهشت، رضوان و حیات طیبّه می‌گردند. گویی در این عرصه اصولاً جنسیتی در كار نیست. این انسان است كه بدون لحاظ جنسیت مورد محاسبه و ثواب و عقاب اخروی قرار می‌‌گیرد.

پاورقی:

1- كاظم زاده، علی، تفاوت حقوق زن د نظام حقوقی ایران، ص 48.

2- همان ص 22

3- همان ص 195.

4-همان ص 21.

5- كتب نقد ش 12 ص 120

6- همان = ص 128

7- مرتضی، مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص 145.

8- محسن، كدیور، كفتگوی «نواندیشی دینی در حقوق زن»

9- سوره نساء ایه 124.

10- غافر، آیه 40

11- توبه، آیه 72.

12- نحل، آیه 97.

13- فتح، آیه 6-5.

14- حدید، ایه 12-13

15-احزاب، آیه 35.

16- آل عمران، 195.

17- حجرات آیه 13.





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 اسفند 1391 :: نویسنده : گربه & مقداد

 

آیا در مورد پاداش زنان در قرآن آمده است؟

در پاسخ به این پرسش توجه به چند نکته لازم است :
1- در بسیاری از آیات زن و مرد مومن در کنار یکدیگر ذکر شده اند و پاداش آنها یکسان بیان شده است : إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِماتِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْقانِتِینَ وَ الْقانِتاتِ وَ الصَّادِقِینَ وَ الصَّادِقاتِ وَ الصَّابِرِینَ وَ الصَّابِراتِ وَ الْخاشِعِینَ وَ الْخاشِعاتِ وَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ الْمُتَصَدِّقاتِ وَ الصَّائِمِینَ وَ الصَّائِماتِ وَ الْحافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَ الْحافِظاتِ وَ الذَّاكِرِینَ اللَّهَ كَثِیراً وَ الذَّاكِراتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً (احزاب - 35)
مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنانى كه از فرمان خدا اطاعت مى‏كنند، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شكیبا و زنان صابر و شكیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق‏گر و زنان انفاق كننده، مردان روزه‏دار و زنانى كه روزه مى‏دارند، مردانى كه دامان خود را از آلودگى به بى‏عفتى حفظ مى‏كنند و زنانى كه پاكدامنند، و مردانى كه بسیار به یاد خدا هستند و زنانى كه بسیار یاد خدا مى‏كنند، خداوند براى همه آنها مغفرت و پاداش عظیمى فراهم ساخته است .
2-تعبیراتی مانند مومنون و الذین آمنوا و یا ایها الذین آمنوا عام و کلی است و شامل زن و مرد مومن هر دو می باشد و اختصاصی به مرد ندارد و پاداشی که برای اهل ایمان ذکر شده مشترک میان زن و مرد است . به عنوان مثال به این آیه توجه نمایید :
قُلْ أَ أُنَبِّئُكُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذلِكُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ (آل عمران- 15) الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا إِنَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ قِنا عَذابَ النَّارِ (16) الصَّابِرِینَ وَ الصَّادِقِینَ وَ الْقانِتِینَ وَ الْمُنْفِقِینَ وَ الْمُسْتَغْفِرِینَ بِالْأَسْحارِ (17)
بگو: آیا شما را از چیزى آگاه كنم كه از این (سرمایه‏هاى مادى)، بهتر است؟ براى كسانى كه پرهیزكارى پیشه كرده‏اند، (و از این سرمایه‏ها، در راه مشروع و حق و عدالت، استفاده مى‏كنند،) در نزد پروردگارشان (در جهان دیگر)، باغ هایى است كه نهرها از پاى درختانش مى‏گذرد، همیشه در آن خواهند بود، و همسرانى پاكیزه، و خشنودى خداوند (نصیب آنهاست). و خدا به (امور) بندگان، بیناست.
16- همان كسانى كه مى‏گویند: پروردگارا! ما ایمان آورده‏ایم، پس گناهان ما را بیامرز، و ما را از عذاب آتش، نگاهدار! 17- آنها كه (در برابر مشكلات، و در مسیر اطاعت و ترك گناه،) استقامت مى‏ورزند، راستگو هستند، (در برابر خدا) خضوع، و (در راه او) انفاق مى‏كنند، و در سحرگاهان، استغفار مى‏نمایند.
3- برخی خطابات قرآنی مختص زنان است و در آن پاداش و یا کیفر برای گروه خاصی از زنان ذکر شده است مانند این آیات از سوره مبارک احزاب : یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زِینَتَها فَتَعالَیْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَمِیلاً (28) وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْكُنَّ أَجْراً عَظِیماً (29) یا نِساءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ یَسِیراً (30) وَ مَنْ یَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَیْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً كَرِیماً (31)
28- اى پیامبر! به همسرانت بگو: اگر شما زندگى دنیا و زرق و برق آن را مى‏خواهید بیائید هدیه‏اى به شما دهم و شما را به طرز نیكویى رها سازم! 29- و اگر شما خدا و پیامبرش و سراى آخرت را طالب هستید خداوند براى نیكوكاران شما پاداش عظیم آماده ساخته است.
30- اى همسران پیامبر! هر كدام از شما گناه آشكار و فاحشى مرتكب شود عذاب او دو چندان خواهد بود، و این براى خدا آسان است.
31- و هر كس از شما براى خدا و پیامبرش خضوع كند، و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهیم ساخت، و روزى پر ارزشى براى او فراهم ساخته‏ایم.
4- در منابع روایى چنین آمده كه در روز قیامت، اگر همسر زن مؤمن، اهل بهشت بود، او را اختیار مى‏كند و اگر از اهل جهنم بود، یك مرد را از میان مردان بهشتى برمى‏گزیند. شاید فلسفه این كار این باشد كه زن برخلاف مرد، از نظر طبیعت تعدّدپذیر نیست. به همین جهت مردى را انتخاب مى‏كند. از مضمون برخى آیات و روایات، چنین برمى‏آید كه مسئله لذت‏هاى جنسى، اختصاصى به مردان ندارد؛ بلكه زنان نیز در بهشت مى‏توانند براى خویش شوهرانى دلخواه برگزینند. اصطلاح «حور» نیز اختصاصى به زنان ندارد؛ بلكه حورهاى مذكر نیز در بهشت وجود دارند. براى نمونه از امیرمؤمنان‏علیه السلام روایت شده است: «در بهشت بازارى است كه در آن خرید و فروشى نیست؛ تنها در آنجا تصویر مردان و زنان وجود دارد. هر كس كه تمایلى به آنان پیدا كند، از همان جا بر او وارد مى‏شود»( بحارالانوار، ج 1، ص 148)
در بهشت هم حوریان بهشتى وجود دارند كه از نعمت‏هاى بهشتى‏اند و در دنیا نبوده‏اند و هم زنان دنیا - كه اهل بهشت باشند با زیبایى و شكوهى برتر از حوریان در بهشت حضور دارند و چنانچه مایل باشند، به شوهران خویش مى‏پیوندند.
باید توجه داشت كه زنان با ایمان در قیامت در كنار زنان بهشتى (حورالعین) با مردان بهشتى قرین مى‏باشند. و زنان با ایمان با همسران با ایمان خود وارد بهشت مى‏شوند. ادخلوا اَلْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَ أَزْواجُكُمْ تُحْبَرُونَ ؛ ‏وارد بهشت شوید شما و همسرانتان در نهایت شادباش‏(زخرف، آیه 70) . و منظور از ازواج، همان زنان با ایمانى هستند كه در دنیا بودند، (تفسیر المیزان، ج 18، ص 129) . و بودن در كنار همسران با ایمان و مهربان هم براى مردان لذت‏بخش است و هم براى زنانشان. 2- وَ أَزْواجُهُمْ فِی ظِلالٍ عَلَى اَلْأَرائِكِ متکئون ؛ آنها و همسرانشان در سایه‏هاى قصرها و درختان بهشتى بر تخت‏ها تكیه كرده‏اند(یس، آیه 56). و آیاتى كه داخل شدن همسران صالح را به بهشت وعده داده شده است. از جمله: رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ اَلَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ اَلْعَزِیزُ اَلْحَكِیمُ (مؤمن، آیه 8) جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَها وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ‏(رعد، آیه 23) . از این آیات استفاده مى‏شود كه زنان و مردانى كه در این دنیا همسر یكدیگرند هرگاه هر دو با ایمان و بهشتى باشند در آنجا به هم ملحق مى‏شوند و با هم در بهترین شرایط و حالات زندگى مى‏كنند و حتى از روایات استفاده مى‏شود كه مقام این زنان برتر از حوریان بهشت است به خاطر عبادات و اعمال صالحى كه در این جهان انجام داده‏اند، بنابراین لذت‏هاى بهشت مخصوص مردان بهشتى نیست، بلكه كسى كه داخل بهشت مى‏شود از نعمت‏ها و زیبایى‏ها لذت خواهد برد. چنان كه قرآن مى‏فرماید:و فِیها ما تَشْتَهِیهِ اَلْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ اَلْأَعْیُنُ‏ ؛ در بهشت آنچه دل خواهد و چشم از آن لذت مى‏برد موجود است (زخرف، آیه 71) و در این امر نیز بین مرد و زن بهشتى فرقى نیست هر كدام از آنها هر نوع لذتى بخواهند بر ایشان موجود است و براى زنان بهشتى نیز مردان بهشتى بدلخواهشان هست.





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 اسفند 1391 :: نویسنده : گربه & مقداد

فرشتگان زن و مرد ندارند ولی گمان می رود كه منظور شما از فرشته، حور و غلمان باشد. و لذا پاسخ را درباره مذكر و یا مونث بودن حور و غلمان پی می گیریم.
واژه «حور» از نظر لغت به معناى «خروج از حالت سابق و تبدیل به گونه جدید» است براى آگاهى بیشتر ر.ك: حسن، مصطفوى، التحقیق فى كلمات القرآن، ج 2، ص 335.. در تبدیل به گونه جدید، دو نظر میان مفسران هست. گروهى از جمله علامه طباطبایى بر این عقیده‏اند كه: دقت و توجه درباره اوصافى كه در قرآن مجید براى «حور» بیان گردیده، چنین استفاده مى‏شود كه این تبدیل به گونه اوصاف زنانه است؛ نه موجودى كه آثار و اوصاف مردانه را در بر داشته باشد. به همین جهت به نظر مى‏رسد كه مراد از حور طایفه مؤنث باشد، نه طایفه مذكر.المیزان، ج 18، ص 240 و ج 19، ص 223 و 247.
اما اینكه پاداش زنان مؤمن در بهشت چیست؟ در منابع كلامى و روایى چنین آمده كه در روز قیامت، اگر همسر زن مؤمن، اهل بهشت بود، او را اختیار مى‏كند و اگر از اهل جهنم بود، یك مرد را از میان مردان بهشتى برمى‏گزیند. شاید فلسفه این كار این باشد كه زن برخلاف مرد، از نظر طبیعت تعدّدپذیر نیست. به همین جهت مردى را انتخاب مى‏كند.
اما گروهى - از جمله آیت‏اللَّه مكارم شیرازى در مقابل مدعى‏اند كه‏حورالعین مى‏تواند مذكّر هم باشد. براساس این نظر شاید علت اینكه اوصاف حورى كه در قرآن به كار رفته، بر مؤنث دلالت مى‏كند، به این جهت باشد كه گفت و گو و محاوره در آن آیات، با طایفه مردان مؤمن بوده است، نه با زنان مؤمن دنیوى. از این رو شیوه محاوره، اقتضا دارد كه چنین اوصافى براى این موجودات، ذكر شود.
از مضمون برخى آیات و روایات، چنین برمى‏آید كه مسئله لذت‏هاى جنسى، اختصاصى به مردان ندارد؛ بلكه زنان نیز در بهشت مى‏توانند براى خویش شوهرانى دلخواه برگزینند. اصطلاح «حور» نیز اختصاصى به زنان ندارد؛ بلكه حورهاى مذكر نیز در بهشت وجود دارند.
براى نمونه از امیرمؤمنان‏علیه السلام روایت شده است: «در بهشت بازارى است كه در آن خرید و فروشى نیست؛ تنها در آنجا تصویر مردان و زنان وجود دارد. هر كس كه تمایلى به آنان پیدا كند، از همان جا بر او وارد مى‏شود» بحارالانوار، ج 1، ص 148..
در بهشت هم حوریان بهشتى وجود دارند كه از نعمت‏هاى بهشتى‏اند و در دنیا نبوده‏اند و هم زنان دنیا - كه اهل بهشت باشند با زیبایى و شكوهى برتر از حوریان در بهشت حضور دارند و چنانچه مایل باشند، به شوهران خویش مى‏پیوندند.
در قرآن مجید این بشارت داده شده است كه مؤمنان در صورتى كه همسران و فرزندانشان نیز مؤمن باشند در كنار یكدیگر خواهند بود.
1. «ادخلوا الجنّة انتم و ازواجكم تحبرون؛ وارد بهشت شوید شما و همسرانتان در نهایت شادباشى»، (سوره زخرف، 70). علامه طباطبایى در ذیل آیه شریفه مى‏گوید: منظور از زوج همان زنان با ایمانى هستند كه در دنیا بودند. (تفسیر المیزان، 18 / ص 129)
2. «هم و ازواجهم فى ظلال على الارائك متكؤن؛ آنها و همسرانشان در سایه‏هاى قصرها و درختان بهشتى بر تختها تكیه كرده‏اند».(یس / 56)
و آیاتى كه داخل شدن همسران صالح را به بهشت وعده داده شده است. از جمله: الف. «ربّنا و ادخلهم جنات عدن التى وعدتهم و من صلح من ءابائهم و ازواجهم و ذرّیاتهم انك انت العزیز الحكیم؛ پروردگارا، آنان را به باغهاى جاوید كه وعده شان داده‏اى با هر كه از پدران و همسران و فرزندانشان كه به صلاح آمده‏اند داخل كن؛ زیرا تو خود ارجمند و حكیمى».(سوره مؤمن / 8)
ب. «جنات عدن یدخلونها و من صلح من ءابائهم و ازواجهم و ذریاتهم...؛ بهشتهاى عدن كه آنان با پدران و همسرانشان و فرزندانشان كه درستكارند، در آن داخل مى‏شوند و...».(رعد / 23)
از این آیات استفاده مى‏شود كه زنان و مردانى كه در این دنیا همسر یكدیگرند، هرگاه هر دو با ایمان و بهشتى باشند در آنجا به هم ملحق مى‏شوند. و هم در بهترین شرایط و حالات زندگى مى‏كنند. و در برخى از نصوص آمده است كه همسر با ایمان فرد مؤمن بسیار زیباتر و دلپذیرتر از حوریان بهشتى خواهد بود و این به جهت عبادات و اعمال صالحى است كه در این جهان انجام داده است و از
مضمون برخى آیات و روایات، چنین بر مى‏آید كه مسأله‏ى لذت‏هاى جنسى اختصاص به مردان ندارد؛ بلكه زنان نیز در بهشت مى‏توانند براى خویش شوهرانى دلخواه برگزینند.(براى آگاهى بیشتر ر.ك: بهشت و حوریان بهشتى، سید محمدجواد حسینى)
واژه حور از نظر لغت به معناى مطلق خروج از حالت سابق و تبدیل به گونه جدید است.
براى آگاهى بیشتر ر.ك: مصطفوى، حسن، التحقیق فى كلمات القرآن، ج 2، ص 335.





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 9 اسفند 1391 :: نویسنده : گربه & مقداد


درباره وبلاگ

با سلام به بهشت ما خوش آمدین
ساعات خوشی رو در این بلاگ
براتون آرزو میکنیم .
لطفاً مطالب رو کپی نکنید.
با انتقاد و پیشنهادتون
خوشحال و راهنماییم کنید .
مدیر وبلاگ : گربه & مقداد
آرشیو وبلاگ
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :