تبلیغات
رؤیای خیس - من ا یرا نم

من ا یرا نم


من ا یرا نم...دمـاوندم...دنـا و تخت جمــشیدم
اصا لت های خـا کـــــم را من از تـاریخ تفسیرم

رشادت ها...سخاوت ها...گذشتن های یاران را
من ازا یــل و تـبا ر مـادرم خورشــــیدمی گیرم

دراین ظلمت که طوفان های دنیا می کند بیداد
خلیـج فــارسـی هســتم که در تـاریخ تــحریـرم

شکستن...سوختن...ماندن...نباشدعیب برآدم
من آن دریا دلــم کــزجـان نباشدترس تبـخیرم

شبـیه زاگــرس محـکم به این خــاک پرازنعمت
تـوان هرســرابی نیست... ای درگیـــرتـزو یرم

به کـوروش.داریـوش و نـادر و صـدمـردایرانی
به شا پورو به صدفتح به سنگ افتاده تصویرم

هـزاران نقش برجسته که با جان عهد ها بسته
و با ایثار رفتند و شد ایـــران بیشه ی شیــرم

به آذربایجان.تهــران.خراسان.سیستان.سمنان
به کـرما نــشاه با غیـرت و خـــوزستان تطـهـیرم

به هرمزگان.بلوچستان.به کرمان.فارس.البرزم
چــو خــاک اصفــهانــم پر گـهر ازهر هنـرسیـرم

به میـرزا خان گیـلا نی و رئیـس عـلی دلــــواری
تعصب های بی وصـــفی که می نازد به تقـدیرم

روان درشـط کا رونــم.چـو ارونــدجگـر خو نـــم
جـوانان از بـرم رفتــند و مـن با یک نظر پیــرم

رجــایی ها...مطــهرها...بهشــتی ها و دوران ها
چو زیـن الـدّین و فهـمیده جـهان حیران تا ثیرم

به دل پیــرجماران و بــه خوابم عشق را درجان
سحـرگا هان بـزرگـی ها ی انسـان بـود تعــبیرم

شــلمـــچه و طــلا ئـیه. جـــها ن آرا و هــمّـت ها
زمان با این اسـارت ها نــکرده هیـچ تحـــقـیرم

به کهگیــلویه می نازم به بـو یراحمد...عشایرها
به کوچ و آن هـوایی که صفا یش داده تغیــیرم

به سـردارسپـا هی که سکندررا ز تاب انداخت
به عشــق آریـو بــرزن رشــادت ها زسـرگـیـرم

بـرای عصـمـت و دیـنم... به راه کیش وآییـــنم
به حفظ خاک و یو تـابـم گرفتم دسـت شمشیرم

پرازسـاحل منم بــوشهر...گلستان ولــرستا نم
و بنـدرهای همسایه...به هـم پیوسته زنـجـیرم

هـوای یــزد و شیــرا زم...پـراز ایـوان و قرآنم
به میهـمان داریم شهره ...پرازشهـریور و تیرم

به ایلا م و همدان و به قـم معـصومه ی جـا نـم
به مشـهد شهر اربـا بم که دردل دارم و دیـرم

نه درگیرم به تـردیـدی...نه با تهدید می مـیرم
همـین جـا نقـش می بنـدم به تاریخ اســا طیرم

"صمدشیبانی"

 





موضوع: ادبی،
[ چهارشنبه 22 بهمن 1393 ] [ 12:07 ب.ظ ] [ گربه & مقداد ]